تصویر

همانطور که در یکی از مطالب قبلی شرح درس کلاس تصویرسازی 3  گروه گرافیک دانشگاه نیشابور را توضیح دادم برنامه کلاسی بر اساس تصویرسازی یکی از متن های کهن یا کلاسیک طراحی شده بود. با توجه به اهمیت فرازهای داستان تعداد 15 فراز مهم انتخاب می شد و بر اساس آن اسکیس های اولیه آماده می شد. در مراحل بعد تعداد اسکیس ها کمتر اما جزئیات آن بیشتر می شد تا به 7 اتود سیاه و سفید از هر فراز منتهی می شد که از جزئیات کاملی برخوردار بود.

در مرحله اخر اتود های سیاه وسفید با تکنیکی متناسب با موضوع اجرا می شد که مجموعه ای از آثار تصویرگری را در ادامه ملاحظه می فرمایید.

 نمونه ای از کارهای خانم حاجی کریم دانشجوی مقطع کارشناسی رشته گرافیک دانشگاه نیشابور را مشاهده می فرمایید که برای داستان دخترکدو تنبل که نمونه ای از داستان های فولکلریک است و با تکنیک مداد رنگی روی مقوا اجرا شده است. ایشان نسبت به اتودهای سیاه و سفید حساسیت بالایی داشتند و برای همین از نظر ترکیب بندی فرم و تیرگی-روشنی در اجرای رنگی هم بسیار منسجم و هماهنگ است.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 18:16  توسط مهرداد صدقی  | 

تکرار یک عنصر در تصویر باعث نوعی وحدت و ریتم می شود که بسته به روش های مختلف تکرار می تواند ثابت، متغیر یا متنوع باشد. این کیفیت بصری در تولید آثار تجسمی استفاده زیادی می شود و حتی در کتاب مبادی سواد بصری از آن به عنوان یکی از فنون بصری نام برده شده است.

در آرایش و چیدمان ویترین های فروشگاه ها هم از قاعده های مبانی هنرهای تجسمی استفاده می شود و کاربرد هوشمندانه آن منجر به ایجاد زیبایی، نظم و جذابیت خواهد گردید. در ادامه با هم تصاویری را خواهیم دید از ویترین های مختلفی که در سطح شهر لس آنجلس از عنصر تکرار استفاده کرده اند تا زیبایی ساده و منظمی به عناصر درون کادر ویترین دهند و همچنین توجه مخاطب را بیشتر به خود جلب کنند.

همان طور که در تصاویر بالا می بینید گالری هنری از تکرار تابلوهای نقاشی به شیوه مشابه اندی وارهول استفاده کرده است. در تصویر بالا سمت راست از شکل ماهی ها به صورت برچسب روی شیشه استفاده شده است. در دو تصویر پایین تر از ابر ظرفشویی به تعداد فراوان فرم بزرگی ساخته شده که به صورت ارگانیک پشت ویترین موزه ای قرار گرفته است.

در ردیف سوم سمت چپ فروشگاهی با تکرار کفش های یکسان اما با رنگ هایی سفید ، قرمز و آبی به نوعی پرچم آمریکا ساخته شده است. در همان ردیف سمت راست از تکرار دستگاه های قدیمی چرخ خیاطی برای فروشگاه پوشاک استفاده شده است.

در ردیف چهارم از چسباندن کاغذ های قرمز رنگ استفاده شده تا حاشیه متفاوتی ایجاد نماید و درسمت راست آن فروشگاه عینک از تکرار مجسمه های گچی به طور متنوعی استفاده کرده است. همین شیوه در چسباندن پوسترهای سینمایی بر روی دیوارهای موقتی ساختمان های در حال ساخت هم برای ایجاد جذابیت استفاده شده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1391ساعت 0:3  توسط مهرداد صدقی  | 

جایزه کالدکات از معتبرین ها در گزینش آثار تصویرسازی کتاب های کودکان است که سالی دو برگزیده را با مدال های طلا و نقره معرفی می کند. روش انتخاب آثار هم بسیار هوشمندانه است زیرا فقط به آثاری توجه نمی کند که مورد پسند داوران تصویرساز است بلکه ابتدا اقبال عمومی را در نظر می گیرد(با توجه به میزان فروش) و آثاری را انتخاب می کند که از نظر مخاطبان دارای اهمیت هستند. سپس نظر کتابداران حرفه ای که با کاربران کتاب ها و کیفیت آثار ارتباط بیشتری دارند پرسیده می شود. در مرحله بعد ناشران حرفه ای کتاب ها را از جنبه های مختلف بررسی و با کیفیت ترین ها را از میان کتاب های برگزیده در مرحله های قبل انتخاب می کنند. در مرحله آخر تصویرسازان حرفه ای به بررسی بهترین آثار از جنبه بصری و هماهنگی فرم و محتوا می پردازند.

این روش تا حدی از اشکالاتی به دور است که جشنواره های نخبه گزین با آن مواجه هستند. یکی از مهمترین اشکالات این است که آثار برگزیده هیات داوران جشنواره های نخبه گزین معمولا از استقبال مردمی برخوردار نیستند و فقط در بین حرفه ای ها جایی برای خود باز می کنند. اما برگزار کنندگان جشنواره کالدکات با این تمهید سعی می کنند آثار با ارزشی را انتخاب کنند که توانسته مخاطب زیادی را هم به خود جذب نمایید.

در ادامه چند نمونه از طرح جلد های کتاب هایی که در این جشنواره به عنوان آثار برتر معرفی شدند ارائه می شود . با توجه به این که در دهه ها و سال های مختلفی این کتاب ها مورد بررسی قرار گرفته به طبع از سبک های بصری گوناگونی در تصویرسازی آن استفاده شده که این تنوع سبک های بصری هم خود جالب توجه است.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1391ساعت 9:24  توسط مهرداد صدقی  | 

در سال گذشته بیشتر تلاش خود را در آپلود تصاویر و گذاشتن پست هایی کردم که کمتر از کلمه استفاده کنم و بار اصلی موضوع به کمک تصویرها منتقل شود. افسوس که سایت میزبانی که من در آن تصاویرم را با زحمت زیاد آپلود کرده بودم با مشکلاتی مواجه شد و تمام زحمت های گذشته من را بر باد داد.

مشکل این جاست که خیلی از تصاویری که من در وبلاگ گذاشته بودم از کامپیوتر شخصی ام به علت اشتباهی ساده پاک شده و امکان جایگزینی آنها را هم ندارم ( فرصت دوباره کاری را هم ندارم). این موضوع خیلی احساس خستگی را در من ایجاد کرده است و امیدوارم سایت مناسبی که با اطمینان تصویرهای تازه خود را در آن آپلود کنم وجود داشته باشد تا باز امیدوارانه و بدون نگرانی از تکرار چنین اتفاقی بتوانم مطالب جدیدم را منتشر کنم. اگر علاقمندان به این وبلاگ سایت های خوبی برای بارگذاری عکس سراغ دارند بنده را راهنمایی نمایند.

با سپاس

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1391ساعت 18:44  توسط مهرداد صدقی  | 

کارگاه تصویرسازی ۳ به نوعی جمع بندی و کاربرد مهارت هایی است که دانشجویان مقطع کارشناسی ارتباط تصویری در طی دوره های گذشته به دست آورده اند.  هدف اصلی در این کارگاه افزایش مهارت دانشجویان در رویارویی با متن و تبدیل معنای نوشتاری به تصویر بازگو کننده معنای متن است.

داستان های کلاسیک به دلیل داشتن ساختارهای روایی ساده تر برای  تمرین تصویرسازی مناسب تر هستند و عموما برای کارگاه تصویرسازی ۳ متن مورد نظر داستان های کهن است. بنابراین به دانشجویان توصیه می شود داستان های کلاسیک یا فلکلوریک مانند داستان های شاهنامه (کلاسیک) یا حسین کرد شبستری (فلکلوریک) انتخاب نمایند و پس از مطالعه آن به خلاصه کردن داستان بپردازند.  خلاصه کوتاه داستان که در حد یک پاراگراف است این امکان را به تصویرساز می دهد که پیرنگ اصلی داستان را به راحتی درک کند و مهم ترین اتفاقات داستان را از دل داستان استخراج نماید. در ادامه کار خلاصه داستان بلند که حدود ۱ صفحه مطلب است هم باعث معرفی بهتر شخصیت ها و رابطه های بین آنها خواهد شد. به علاوه نسبت به خلاصه کوتاه بیشتر می تواند حوادث و نقطه اوج داستان را معرفی نماید.

مرحله بعد نوبت به استخراج شخصیت های درون داستان و معرفی ویژگی های آنهاست. در این مرحله می بایست علت بودن آنها در داستان و انگیزه های شخصیت برای انجام کارهایی که در داستان از او سر می زند مشخص شود. همچنین هدفی که احتمالا هر شخص برای انجام کارهای خود دارد می بایست توسط تصویرساز از لابه لای مطالب کتاب آشکار شود. بسیاری از ویژگی های یک شخصیت به صورت آشکار در متن گفته نشده است بلکه خواننده از کلیت مجموعه توصیف هایی که در مورد ظاهر٬ رفتار و گفتار شخص نوشته شده می تواند تیپ و کاراکتر آن را حدس بزند .

معرفی ویژگی های فضا و مکانی که شخصیت ها در آن به کنش می پردازند هم از جزئیاتی است که در بررسی متن کلاسیک می توان به آن توجه کرد و در طراحی های پس زمینه و پیش زمینه تصویر آنها را در نظر گرفت.

معرفی فرازهای داستان به تعداد ۱۵ تا ۲۰ فراز باعث می شود تصویرساز مقاطع مهم تصویری داستان که در روایت داستان نقش کلیدی دارند را شناسایی و رابطه آنها را نسبت به یکدیگر شناسایی کند. همچنین با در نظر گرفت نموداری که اوج و فرود پیرنگ داستان را نشان می دهد می تواند بر اساس آن میزان اهمیت و تنشی که در هر فراز است را مشخص نماید.

مرحله بعد شکلی از تحقیق تصویری است که بایست درباره شخصیت ها و فضاهایی که درون داستان وجود دارد مطالعه و جستجو نماید. دامنه این جستجو می تواند کلیه منابع تصویری را شامل شود از جمله: تصویرسازی های پیشین که با همان موضوع یا موضوعات مشابه کار شده است٬ عکس٬ نقاشی٬ محسمه٬ آثار باستانی ٬ آثار گرافیکی٬ فیلم و انیمیشن . بعد از یافتن نمونه های کافی برای تصویر و تجسم بهتر فضا و کاراکترها لازم است این منابع تصویری در قالب پرونده ای منظم اجرا و مدون شود. حسن این پرونده تصویری در ایجاد انضباط ذهنی و دسترسی به جزئیاتی است که ممکن است در حافظه هنرمند نباشد یا قبلا به آنها توجه نکرده باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 1:45  توسط مهرداد صدقی  | 

در این مطلب تعدادی از پوسترهایی که در چند سال گذشته با اهداف فرهنگی چاپ و منتشر شده توسط آقای عمادالدین انوشیروانی تحلیل شده است که به عنوان نمونه در معرض دید علاقمندان قرار می گیرد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1391ساعت 10:27  توسط مهرداد صدقی  | 

در کارگاه تصویرسازی ۱ سه مبحث کلی مد نظر قرار دارد:

  1. تعریف تصویرسازی و کاربرد آن در ارتباطات بصری امروز
  2. کسب مهارت های عملی درباره طراحی شخصیت، فضاسازی و استفاده مناسب از ابزار و تکنیک ها
  3. افزایش مهارت های تحلیل و نقد آثار تصویرسازی

البته با توجه به وقت کم کلاس شاید به صورت کامل نتوان تمام این مباحث را کار کرد اما در حد کلیت هم می تواند برای این کلاس کافی باشد.

چرا کارگاه تصویرسازی در دوره کارشناسی ارتباط تصویری؟؟؟

علت این که در دوره کارشناسی و حتی کارشناسی ارشد ارتباط تصویری کارگاه تصویرسازی یا کارگاه های متنوع دیگری نظیر آشنایی با چاپ های دستی، عکاسی سیاه سفید و رنگی، طراحی حروف و انیمیشن در نظر گرفته اند این است که علاقمندان به مباحث ارتباط تصویری را با ابزارها و زمینه های مختلفی آشنا کنند که برای برقرار ارتباط از طریق حس بینایی مناسب و حیاتی است. در واقع آشنایی و تمرین عملی در این کارگاه ها نوعی ارتقاء سواد بصری دانشجویان برای کاربرد هوشمندانه از امکانات بصری است. سواد بصری انواع راه ها و روش های برقراری ارتباط از طریق عناصر بصری را به ما یادآوری می کند و ذهن ما را در استفاده از این امکانات فعال تر می سازد. تجربه شخصی من در کلاس های جناب آقای ممیز از این دست مطالبی است که در واقع تاکیدش بر سواد بصری استوار بود.

تصویرسازی به گرافیست لحن های مختلف تصویر را یادآوری می کند. به گرافیست نشان می دهد هر پیامی را باید با ظرافت در قالب مناسب بصری ارائه کرد تا هم تعداد بیشتری از مخاطبان را جذب و اقناع کند و هم پیام  آن طور که شایسته است حق مطلب را ادا کند.

 آشنایی مختصر با تاریخچه و کاربردهای تصویرسازی تا به امروز

تصویرسازی برای توضیح، بهتر فهماندن، نمایش جزئیات دیداری و القاء مفهوم  متن یا پیامی به بیننده استفاده می شود و از گذشته های دور تا به امروز کاربرد داشته است. این که آیا ریشه های تصویرسازی را می توان در نقاشی غارها جستجو کرد یا خیر از بحث این مطلب خارج است اما باید خاطر نشان کرد در بسیاری از موارد همچون کتیبه ها، نقش برجسته ها، کتاب های دستنویس و طومارها استفادۀ همزمان نوشته و تصویر برای همین منظور  بوده است.

بعد از توسعه صنعت چاپ و افزایش تولید کتاب و گسترش آن در بین عموم مردم تصویرسازی اهمیت بیشری از گذشته پیدا کرد و برای همین بسیاری از هنرمندان، متخصصان چاپ، گراور سازان و ناشران با مشارکت همدیگر سعی در بهبود کیفیت تصاویر و پیدا کردن راه حل های جدید تر برای خلق تصاویر بهتر و جذاب تر کردند. شاید در اروپا دورۀ شکوفایی تصویرسازی از قرن ۱۵ میلادی شروع و در قرن ۱۸ و ۱۹ به دوران طلایی پشت سر گذرانده باشد. این روند تا به امروز ادامه دارد و همچنان تنوع شکل و سبک های تصویرسازی را در عرصه جهانی شاهد هستیم اما با توجه به استقبال مردم به شکل های دیگر تصویر مثل عکاسی، سینما و تلوزیون تصویرسازی امروز در محدوده های خاص تر از گذشته به تاثیرگذاری بر مخاطبان خود می گذارد.

 امروزه بسیاری از پیام هایی که در عبارات ساده نمی توان خلاصه کرد یا پیام هایی که جنبه های زیبایی شناختی بیشتری دارد با تصویرسازی بهتر بیان می شود. مثلا بسیاری از تصویرسازی های مطبوعاتی که برای مقالات انتقادی، سیاسی و فرهنگی کار شده است از همین دست آثار به حساب می آیند.برای توضیحات بیشتر در این باره به مقاله لذت تصویرسازی یا اهمیت استفاده از تصویرسازی در مطبوعات آمریکایی مراجعه نمایید. در واقع تصویرسازی به هنرمند اجاره دخل و تصرف و اغراق در موضوع را می دهد و بلاغت های تصویری در تصویرسازی دست یافتنی تر و هنرمندانه تر هستند. برای درک این موضوع به مطلب استعاره بصری در تبلیغ لاستیک پیرلی یا جناس های بصری در تبلیغ مک دانلد مراجعه کنید.

 حتی در عرصه تبلیغات هنوز هم بسیاری از محصولات برای نمایش ویژگی هایشان از تصویرسازی استفاده می کنند و همین طور قدرت القاء کردن برخی از مفاهیم با تصویرسازی سهل الوصول تر است مثلا بسیاری از انواع نوشابه ها، چیپس ها و تنقلات با تصویرسازی همراه هستند. همچنین برای هدفگیری روی مخاطبان خاص (مثلا گروه مخاطبان نوجوان) سبک های خاص تصویرسازی کشش زیادی برای جلب این گروه از مخاطبان دارد که مثلا تبلیغات سیگار کمل برای هدفگیری بر روی نوجوانان یکی از موارد استفاده از سبک های تصویرسازی در تبلیغات است.  بسیاری از داروها برای نمایش قابلیت های خود از تصویرسازی استفاده می کنند. برای توضیحات بیشتر لطفا اینجا را کلیک کنید. همچنین در رابطه با صنعت پوشاک و مد لباس هم تصویرسازی جایگاه ویژه و موثری دارد که به عنوان نمونه به مطلب تصویرسازی برای صنعت پوشاک مراجعه نمایید

در عرصه سینما و تلویزیون هم از تصویرسازی هر از گاهی استفاده می شود چرا که فضای سینما و تلویزیون از تکنیک های عکاسی اشباع شده است و برای ایجاد کنتراست و تضاد گاهی استفاده هوشمندانه از تصویرسازی می تواند توجه ذهنهای اشباع شده از عکس ها را به خود معطوف دارد برای دیدن نمونه هایی از این دست به مطلب ارتباط تصویرسازی با تیزرها و آنونس های تبلیغاتی یا استفاده از تصویرسازی در پوستر فیلم یا پوسترهای انیمیشن پارانورمن مراجعه نمایید. 

هنوز هم کتاب های کودکان همراه با تصاویر متنوع و عموما دلنشین به بازار عرضه می شوند تا هم کودکان را جذب داستان نمایند هم این که اطلاعات زیادی را از طریق تصاویر به آنها (که هنوز با نوشتار ارتباط جدی ندارند) اطلاعات ارائه دهند.

یادگیری و کسب مهارت های عملی 

تصویرسازی شاید بر خلاف تصور به تصمیم هنرمند به شیوه طراحی و بازنمایی متکی است نه به تکنیک اجرایی. البته تکنیک اجرایی تاثیر زیادی بر نتیجه کار می گذارد اما مسئله مهم تر اتخاذ شیوه مناسب برای طراحی و بازنمایی موضوع تصویر است. خیلی از تصویرگران بزرگ با ابزارهای ساده ای مانند مداد یا ذغال کار کرده اند. برخی از تصویرسازی های مهم فقط با قلم فلزی یا روان نویس کار شده اند. به عنوان نمونه کارهای تصویرسازی های کریس ون آلس بورگ که حداقل دو کتابش برنده جایزه کالدکات شده است با تکنیک های ساده ای نظیر مداد و ذغال انجام شده مثلا کتاب جومانجی با مداد سیاه کار شده است و مدال طلای کالدکات را تصاحب کرده است. پس چنانچه بدانیم چه فضای تصویری را می خواهیم خلق کنیم شاید مهم ترین تصمیم برای خلق اثر را گرفته ایم.

تصویرسازی کتاب جومانجی اثر کریس ون آلس بورگ

 انتخاب روش طراحی٬ سبک طراحی و جزئیاتی که بنا به ضرورت لازم است در تصویرسازی گنجانده شود مشکل ترین و در عین حال ابتدایی ترین مسائل در تصویرسازی است. خوشبختانه در کلاس های طراحی تا حدی مباحث مربوط شیوه های مختلف طراحی٬ فضاسازی٬ استفاده از ابزار مختلف در طراحی٬ ترکیب بندی هندسی و سطوح تیره-روشن آموزش داده شده است و مبنای مناسبی برای شروع کلاس تصویرسازی فراهم شده است. در کارگاه تصویرسازی سعی بر این است که مباحث طراحی که در ترم های گذشته مطرح شده به صورت خاص و کاربردی در خدمت تصویرسازی قرار بگیرد. مثلا اگر در کلاس طراحی بر روی طراحی از فیگور و نمایش حالات مختلف بدن تمرین هایی انجام شده است اکنون این تمرین ها به سمت نمایش حالات ظریف دست و چهره برای نمایش احساسات و فعالیت های خاص شخصیت سوق داده می شود.  اگر در کارگاه طراحی بر روی ترکیب بندی و فضاسازی به صورت کلی کار شده است اکنون باید بر دقت نظرمان به انتخاب فضا و پس زمینه بیافزاییم و سعی کنیم احساس و مفهومی که در آن تصویر قرار است به بینده منتقل شود با اتخاذ زاویه دید درست٬ انتخاب وضوح یا عدم وضوع بکراند و پیش زمینه٬ تیرگی و روشنی آن٬ اتخاذ شیوه های انتزاعی یا واقع گرایانه و... ارائه کنیم.

بنابراین برنامه ای که برای کارگاه تصویرسازی ۱ در نظر گرفته ام به شرح زیر می باشد:

تمرین جلسه اول این است که در جلوی آینه یا در مقابل دوربین (مانند تصویر۱) دانشجو حالات مختلفی نظیر :شادی٬غم٬ خجالت٬ خشم٬ تنفر٬ تعجب٬ ترس را از روی چهره خود طراحی کنند و بعد در دو یا سه مرحله آن را به صورت آنالیز و ساده شده تبدیل کنند(تصویر ۲و۳).

۳همان طور که در تصویر۲ مشاهده می کنید اسکات مک کلود نویسنده کتاب : خوانش کمیک به صورت بسیار واضح و خلاصه ای طبقه بندی انواع بازنمایی از حالت واقع گرایانه به دو سمت انتزاع هندسی (رسیدن به عناصر پایه ای بصری) و انتزاع مفهومی (رسیدن به حدی از خلاصگی که موضوع و مفهوم قابل دریافت باشد) را به ما نشان می دهد. شما می توانید با استفاده از این طبقه بندی در دو جهت شکل طراحی هایتان را خلاصه کنید: اول به صورت رسیدن به عناصر بصری خالص و دیگر٬تبدیل طراحی واقع گرایانه به نمایش حالت بدون جزئیات.

این تمرین می تواند در طی یک یا دو جلسه به شکل نهایی اجرا شود و البته در ضمن انجام عملی این تمرین شایسته است دانشجویان با کنجکاوی به بررسی شیوه های مختلفی بپردازند که تصویرسازان در ساده کردن طراحی خود بکار می بندند. دانشجویان برای تقویت نکته سنجی خود می توانند نمونه های خوبی از کتاب های تصویری که در اختیار دارند (مثل کتاب های  همراه با تصویرسازی های کودکان) انتخاب و نکات مثبت در نمایش حالات چهره و نوع خلاصه سازی تصاویر را در یک صفحه تشریح کنند.

همین تمرین در رابطه با دست هم اجرا می شود و حالات مختلف دست به صورت مرحله به مرحله خلاصه و اجرا خواهد شد تا حالات مختلف دست که نمایش دهنده روحیات مختلف است را تمرین نمایند. به علاوه این نوع تمرین قابل گسترش است به ترکیب حالات دست و سر، دست و بدن و در نهایت حالت کلی بدن که هر کدام از این مباحث زمان زیادی برای تمرین لازم دارند.

 موضوع بعدی در طراحی رسیدن به شخصیت ها و تیپ های مختلف است که این مهارت احتیاج به تمرین و تیزبینی زیادی دارد و زمان زیادی را برای آمادگی ذهنی برای درک حالت ها و تیپ های مختلف لازم دارد اما به صورت میان بر و در زمان کوتاه کلاس تمرین هایی برای بهبود شناخت تیپ ها معرفی می گردد. یکی از مواردی که در بسیاری از مباحث نظری پایه ای در کتاب های مختلف بیان شده است شناخت و تمرین انواع اجزاء چهره و اندام است. به صورت ساده می توان در کتاب های مختلفی نظیر آموزش گام به گام کاریکاتور یا کتاب هایی که کریستوفر هارت درباره تصویرسازی٬ کمیک و کارتون نوشته است نکته ها و طبقه بندی هایی را مطالعه کرد. به نمونه هایی که در ادامه نمایش داده شده توجه کنید که به روش های ساده ای به فرم های مختلف چهره و تیپ های گوناگون رسیده است.

 

همان طور که مشاهده می شود با تغییر فرم کلی چهره٬ شخصیت دگرگون می شود همچنین در تغییر اجزاء صورت که در این تصویر بینی مد نظر طراحی بوده این تغییرات متنوع تر می شود. همچنین می توان به جای استفاده از یک شکل هندسی ساده از ترکیب دو یا سه شکل هندسی برای شکل چهره استفاده کرد.


اصولی که در تیپ های مختلف چهره در تصاویر بالا به نمایش در آمد به صورت حرفه ای و با ظرافت بیشتر در کتاب های دیگر که برخی از آنها را در ادامه خواهید دید به کار گرفته شده است.


همین اصول با ظرافت و حساسیت بیشتری در کتاب های آموزشی برای تصویرسازی به سبک مانگاهای ژاپنی قابل مشاهده است.


در مورد اندام انسان هم مشابه همین اصول صادق است. می توان روش های طراحی اندام و آناتومی را به صورت ساده از کتاب های مختلف طراحی، تصویرسازی، انیمیشن اقتباس کرد و در طراحی شخصیت های مختلف از آن استفاده کرد. برای خواندن مطالب بیشتر به یکی از مطالب قبلی با عنوان: تناسبات اجزای چهره و اندام درهمین وبلاگ مراجعه نمایید.

در مرحله بعد تصویرساز برای اینکه بتواند شخصیت خود را ملموس تر به بیننده ارائه دهد روی حالت ها و احساسات چهره و بدن باید مطالعه و اتود بزند که نمونه هایی از احساسات چهره را در یکی دیگر از مطالب قبلی همین وبلاگ با عنوان نقش حالات چهره در تصویرسازی و انیمیشن می توانید مشاهده کنید. کتاب های مفیدی در رابطه با زبان بدن و حالات مختلف بدن که در ارتباطات فردی معنادار هستند و مفهومی را به بیننده منتقل می کند می تواند به هنرمند در درک بهتر این موضوع کمک کند.

در ادامه می توانید به نمونه هایی از کارهایی که برخی از دانشجویان کلاس های گذشته مراجعه کنید و جنبه های عملی مباحثی که در بالا به آن اشاره شد را در کارهای آنها جستجو نمایید. همچنین برای درک بهتر مفهوم شخصیت در ادامه نمونه کارهای دانشجویان پیوندهایی قرار داده شده که علاقمندان به مبحث طراحی شخصیت را با ظرافت های شخصیت پردازی بیشتر آشنا می کند. برای دیدن این مطالب به مبحث طراحی کاراکتر برای کلاس تصویرسازی 1 مراجعه نمایید.

در طراحی کاراکتر نکته های دیگری هم باید در نظر گرفته شود که در تصویرهای ساده ای که در آغاز این مطلب مشاهده کردید تاثیرات مدل مو٬ لباس ٬ و لوازمی مانند عینک را به صورت کلی نشان می دهد. کتاب هایی که در زمینه تصویرسازی٬ کمیک و انیمیشن توضیحات کلی می دهند قالبا بخشی به تنوع پوشش و ملحقات یک شخصیت اختصاص می دهند که می توانید آنها را بررسی کنید. در آینده در همین وبلاگ مطلبی اختصاصی در زمینه توجه به نوع پوشش در طراحی کاراکتر ارائه خواهد شد.

در رابطه با طراحی شخصیت کتاب هایی به فارسی وجود دارد که یکی از کتاب های خوب کتاب یا اتفاق ساده (خلاقیت در طراحی شخصیت)  است که می توانید روش های متنوعی که برای رسیدن به کاراکتر های گوناگون نویسنده کتاب آقای حمید رضا امامی پیشنهاد کرده به کار ببرید.

در ادامه برنامه کاراکتر سازی همان طور که کاراکترهای مختلفی را خلق می کند می بایست از میان آنها یک خانواده انتخاب کنید که آن خانواده شامل: پدر، مادر، دو کودک، پدربزرگ و مادربزرگ هستند. این کاراکتر ها در عین شباهت کلی باید دارای تفاوت های مختلفی باشند که نشان دهنده سن، جنسیت و اخلاقیات هر کدام از آنهاست.

کاربرد ابزار و تکنیک های گوناگون 

احتمالا بسیاری از دانشجویان که دیپلم هنرستان دارند در کارگاه های مختلفی مباحث تکنیکی را مرور کرده اند و تجربیاتی در استفاده از ابزار و مواد مختلف دارند. در کلاس حاضر سعی می شود با توجه به منابع متفاوت تجربیات تکنیکی دانشجویان ارتقا پیدا کند و جزئیات بیشتری در استفاده و کاربرد ابزار و مواد برای آنها بازگو شود. البته باید خاطر نشان کرد که در تصویرسازی مهم آن است که بدانید هر تکنیک چه لحن بصری یا طنین بصری در خود دارد و با استفاده درست از آن چگونه می توان طنین پیام بصری را متناسب را موضوع ارائه کرد. نمونه هایی از تاثیر تکنیک بر روی سوژه را در این مطلب می توانید مطالعه نمایید:تاثیر ابزار و تکنیک بر مفهوم تصویرسازی یا مثلا درباره تکنیک خاصی مثل کلاژ و معانی ضمنی که این تکنیک در خود دارد به مطلب ویژگی های بیانی تکنیک کلاژ مراجعه نمایید و باز در همین رابطه کارهای دانشجویان که بر پایه کلاژ تصویرسازی شده و همزمان با تکنیک های مختلف اجرا شده را در نمونه کارهای دانشجویان کلاس تصویرسازی 1 ببینید.

در این کلاس سعی می شود با توجه به کمبود زمان کلاس کلیت های و ویژگی های بصری که هر تکنیک می تواند در خصلت های بیانی تصویر بگذارد توضیحاتی ارائه شود. تکنیک های پرکاربرد مثل قلم فلزی (راپید یا روان نویس)، آبرنگ، گواش، مداد رنگی، پاستل، آکرلیک، توضیح داده می شود. در صورتی که زمان اجازه دهد تکنیک های خاصتری مثل اسکراچ برد، کلاژ و تکنیک انتقال تصاویر فتوکپی بر روی سطح تصویرسازی توضیح داده خواهد شد که هر کدام از این تکنیک ها جذابیت ها و قابلیت های قابل توجه ای برای تصویرسازی دارد. در تمرین این بخش که با تمرین ساخت شخصیت ها مرتبط است می بایست دانشجویان ۶ تیپ متفاوت یک خانواده را که احتمالا در موقعیت های مختلف اجتماعی قرار گرفتند را نشان دهند. مثلا خانواده طراحی شده را یک بار در تیپ اجتماعی ثروتمند قرار دهند و ابزار مناسبی را برای القاء مفهوم ثروتمند بودن استفاده کنند. در مقابل همان خانواده را در موقعیت دیگری نظیر فقر قرار دهند و نه تنها از ویژگی های قراردادی درباره شخصیت های فقیر استفاده کنند بلکه تکنیک مناسبی که هماهنگ با موضوع فقر است را به کار ببرند. از تیپ های دیگری که می توان به عنوان مثال در نظر گرفت خانواده متجدد است که برای این موضوع و موضوع متضاد آن یعنی خانواده سنتی تکنیک های مناسب را انتخاب و فضای تصویری را با کمک تکنیک ایجاد نمایند. همچنین دو موضوع متضاد دیگر: خانواده خوشبخت و خانواده بدبخت که به ترتیبی که در بالا اشاره شد آن را اجرا خواهند کرد.

یکی دیگر از مواردی که باید در حین آموزش تکنیک ها توجه کرد نحوه استفاده صحیح از ابزار و روش های نگهداری از آن است که این موضوع هم در حین کار در کارگاه مطرح خواهد شد.

مهارت نقد، تحلیل و بررسی آثار تصویرسازان مطرح

یکی از تفاوت هایی که محیط های دانشگاهی نسبت به آموزشگاه های دیگر دارند این است که بر روی مسائل فکری و تحلیلی بیشتر تکیه می کنند و در میان تمرین های مختلف جایی هم برای نقد و ارزیابی صحیح در نظر گرفته می شود. هر چند مبحث نقد و ارزیابی در اصل نیازمند دانش گسترده و تسلط کامل بر روی موضوع است اما به هر حال باید هر چند ابتدایی در هر درس یا کارگاه فضای تفکر و پژوهش را برای دانشجویان فراهم نمود. به همین منظور برنامه ای که همزمان با کارهای عملی دانشجویان می بایست آن را دنبال و نتایج آن را در طول ترم ارائه کنند این است که یکی از کتاب های تصویرسازی کودکان را انتخاب نموده مطابق با سوالاتی که در اینجا مطرح شده است آثار را تحلیل و در کلاس تشریح نمایید.

همین تمرین بر روی یک پوستر که بخش تصویری آن نمونه ای از تصویرسازی است و همچنین بسته بندی که از تصویرسازی به عنوان اصلی ترین وجه گرافیکی اش استفاده کرده است انجام می شود و نتایج آن به صورت شفاهی در کلاس مطرح و مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد و در پایان هم نتیجه کار تحلیل به صورت تایپ شده به استاد مربوطه ارائه خواهد شد.

برای نمونه تحلیل هایی که در رابطه با تصویرسازی کتاب کودکان که برنده جایزه کالدکات سال ۲۰۱۱ هم بوده به این آدرس مراجعه نمایید : (البته متن انگلیسی اما ساده و قابل فهم است )

http://issuu.com/kinglaurie/docs/amosmcgeeanalysis/1

 

قابل توجه دانشجویان دانشکده هنر دانشگاه نیشابور که واحد تصویرسازی ۱ را انتخاب کرده اند.

برای جلسه اول کلاس تعدادی از اتودها یا کارهای قبلی خود را که در زمینه تصویرسازی انجام داده اید همراه وسایل ساده ای مثل تخته شاسی و چند نوع مداد سیاه با درجات نرمی مختلف و کاغذ طراحی همراه داشته باشید.

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1391ساعت 8:17  توسط مهرداد صدقی  | 

پوستر فیلم پارانورمن

پوستر فیلم پارانورمن

پوستر فیلم پارانورمن

پوستر فیلم پارانورمن

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 10:20  توسط مهرداد صدقی  | 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 23:4  توسط مهرداد صدقی  | 

طراحی کاراکتر یا شخصیت برای تصویرسازی یکی از اولین کارهایی است که تصویرسازان به آن اقدام می کنند. معمولا برای طراحی شخصیت مطالعات اولیه انجام می شود تا تصویرگر اطلاعات لازم تصویری را در باره ویژگی های بصری و فرم موضوع مورد نظر از منابع مختلف پیدا کند و از آنها را در طراحی خود استفاده کند. همانطور که در ۳ مطلب قبلی مربوط به تناسبات اندام و چهره توضیح دادم توجه به تغییرات مناسب تناسبات موجب رسیدن به کاراکترهای متفاوت می شود. این شیوه روشی کلاسیک در رسیدن به شخصیت های مختلف است که تصویرگران حرفه ای از آن بهرمند می شوند.

در برنامه کلاس تصویرسازی ۱ نیمسال دوم ۱۳۹۰ در دانشگاه هنر سعی من بر این بود که دانشجویان برای طراحی کاراکتر با توجه به تاثیرگذاری تناسبات و انواع فرم های بدن و چهره گروهی از شخصیت ها را خلق کنند که در عین تفاوت نوعی هم خانوادگی را نشان دهد و این کار به نوعی حفظ شباهت کلی و تغییر در خصلت های فرعی احتیاج داشت. این تمرین باعث می شد در عین حال که مرحله به مرحله به کاراکترهای گوناگون برسند در عین حال جا برای خلق و اتود تعداد زیادی از کاراکترها برایشان باز بود و دیر به بن بست برسند. در این میان نمونه های خوبی در کلاس انجام شد که دو نمونه در ادامه خواهید دید.

همانطور که در این اثر مشاهده می کنید هنرمند با تغییرات مناسب در تناسبات چهره و اندام به تفاوت های جالبی دست پیدا کرده و با نظم این تغییرات را ترسیم کرده است. شخصیت ها ابتدا با اندام های کشیده و سرهای کوچکتر آرام آرام به سمت سرهای بزرگ و بدنهای کوچک سوق پیدا کرده است. همچنین در حالات و اجزاء چهره هم تغییرات مناسبی اعمال شده است که در نتیجه حدود ۵۰ کاراکتر در عین شباهت های کلی خلق شده است.


در مجموعه دوم هم باز همان تنوع در تناسبات را مشاهده می کنیم که در نهایت از دل این گوناگونی طراحی یک خانواده صورت گرفت که در ادامه خانواده تصویر بالا را مشاهده خواهید کرد.


بعد از این مرحله روی حالات و ژست ها هم توضیح داده شد تا در هنگام طراحی خانواده بر روی آن تمرکز کنند. لازم بود این خانواده در چند تیپ متفاوت ارائه شود برای همین مثلا  حالات و ژست های خانوادۀ سنتی می بایست متفاوت از خانواده امروزین باشد. یا مثلا خانواده مهربان در مقابل خانواده خشن هم می بایست در حالات متفاوت باشند هم این که از تکنیک های مناسبی برای القاء احساس بصری مهربانی یا خشونت استفاده شود. در این باره در مطلب قبلی وبلاگ مطلب مختصری را ارائه کرده ام که در صورت تمایل می توانید به آن مراجعه فرمایید.

در ادامه چند نمونه از طراحی شخصیت ها در قالب خانواده را می توانید مشاهده فرمایید:

 

در کارهای دیگر دانشجویان بر روی نمایش فضا و پس زمینه تصویر تاکید بیشتری شده بود که برخی با استفاده از مراجع تصویری مناسب به خلق فضاسازی خوبی اقدام کرده بودند مانند سه تصویرسازی که با موضوع خانواده زرافه در سه فضای مختلف و با سه تکنیک مختلف انجام شده بود که علاوه به در نظر گرفتن حالات مختلف بر فضاسازی دقت داشتند.


در کل کلاس تنوع خوبی در موضوعات و شیوه های مشاهده می شد و نمونه های فوق فقط بخش مختصری از فعالیت های دانشجویان در ترم مذکور به حساب می آید.

اگر احیانا خواهان مطالب بیشتری درباره طراحی کاراکتر هستید به این آدرس ها مراجعه نمایید:

http://puyanama.com/1389/275.html 

http://puyanama.com/1391/5144.html

http://www.iraninfoweb.com/art/fylmszynqshymthrkhnymyshn/trhykhrkhtrqstwl.html

http://www.iraninfoweb.com/art/fylmszynqshymthrkhnymyshn/trhykhrkhtrqstdwm.html

http://www.iraninfoweb.com/art/fylmszynqshymthrkhnymyshn/trhykhrkhtrqsmtswm.html

http://visionfall.com/tag/%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a7%da%a9%d8%aa%d8%b1/

http://www.propersia.com/index.php/articels/personal-experiences/300-avesta-character-design-1

http://www.propersia.com/index.php/articels/personal-experiences/308-character-design-2

http://www.propersia.com/index.php/articels/personal-experiences/313-avesta-character-design-3

http://portre.ir/forum/showthread.php?554-تصاویر-مرجع-طراحی-کاراکتر/page2&s=7275332592c949288aaff95281288301

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1391ساعت 22:45  توسط مهرداد صدقی  | 


استفاده صحیح از ابزار و تکنیک های اجرایی از مهارت های تصویرساز است تا با درک درست از خاصیت های بصری هر ابزار٬ قادر باشد مفهوم یا احساس مورد نظر خود را با بیان بهتری به تصویر درآورد. هر ابزار ویژگی های دارد که در هنگام استفاده از آن برای آفرینش تصویرسازی ٬ این ویژگی ها در مفهوم تاثیر می گذارد مثلا انتخاب ابزار ذغال برای آثار کته کلویتس در بسیاری از موارد به نگون بختی، فقر و مصائب انسان هایی که توسط وی طراحی شده اند کمک شایان توجه ای کرده است که احتمالا اگر با آبرنگ به شیوه متعارف آن این طرح ها ترسیم می شد تاثیر گذاری خود را از دست می داد.

همان طور که در تصویر بالا مشاهده می شود٬ موضوع ثابتی با ابزارهای مختلف مثل قلم فلزی، مداد رنگی، آبرنگ، گواش، رنگ روغن، ترکیب آبمرکب و گچ، پاستل گچی، کلاژ کاغذ، کلاژ مواد و اسکراچ برد به تصویر کشیده شده که در مقام مقایسه با یکدیگر هر کدام از تصویرها از نظر احساسی و مفهومی تا حدودی با تصویر مشابه خود متفاوت به نظر می رسد. ممکن است از نظر برخی تصویر بالا از سمت چپ لطافت موضوع را تشدید کرده باشد و در مقابل تصویر پایین سمت راست بر خشونت آن افزوده باشد. 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 16:24  توسط مهرداد صدقی  | 

عید همه خوانندگان وبلاگ مبارک. امیدوارم امسال سرشار از برکت و سلامتی برای همه خوانندگان باشد. به امید خدا در سال جدید با پشتکار بیشتر بتوانم مطالب وبلاگ را بروز نمایم و ارتباط موثرتری با علاقمندان به تصویر و تصویرسازی داشته باشم.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 18:38  توسط مهرداد صدقی  | 

در تصویرسازی به دلیل خاصیت روایتگری٬  داستانگویی٬ معرفی فضا و اطلاعات جانبی دربارۀ شخصیت های داستان٬ توجه ویژه ای به نمایش شخصیت ها می شود و تا حد امکان تصویرساز سعی می کند که از روی ظواهر و حالات شخصیت ها بیننده را متوجه ظرافت های روحی و روانی آنها بکند. همانطور که تحقیقات نشان می دهد انسان ها توانایی بسیار بالایی در کسب اطلاعات بصری در ارتباطات روزمره دارند و محققان علوم ارتباطات به این نتیجه رسیده اند که در ارتباطات میان فردی٬ افراد ۹۳ درصد از ارتباطات غیر کلامی (مثل تن صدا و حالات چهره) اطلاعات را کسب می کنند و فقط ۷ درصد بار اطلاعاتی را کلام منتقل می کند. از این ۹۳ درصد٬ اطلاعات بصری که از طریق چشم وارد مغز انسان می شود چیزی حدود ۵۵ درصد را شامل می شود که بیشترین سهم را در یک ارتباط ساده به خود اختصاص داده است. بنابراین ذهن انسان بدون آن که ظاهرا آموزش رسمی در خوانش نشانه های بصری داشته باشد در طول رشد قابلیت های بالایی در معنا کردن نشانه های ظریف بصری کسب می کند. همین قابلیت ذهن در بسیاری از آثار تصویرسازی و انیمیشن به کمک شخص آمده و براساس تجربیات اجتماعی خود سعی در فهم ویژگی های شخصی و روحی افراد به تصویر درآمده می کند. 

یکی از مواردی که در طراحی فضای گرافیکی داستان و همچنین شخصیت ها نقش دارد تناسب اجزای بدن در مقایسه با سر است که هر چه سر بزرگ تر باشد٬ کاراکتر کودکانه، بانمک و معصومانه به نظر می رسد و هر چه سر کوچک تر شود به سمت جوان شدن، ورزشکار بودن، هیبت قهرمانانه و در حالت های افراطی کوچک شدن سر ویژگی های غیر انسانی و ضعف صفات انسانی را به کاراکتر منتقل می کند.

مدلی که یکی از طراحان معروف کمپانی دیزنی به نام پرستون بلر برای تناسبات بدن به شیوه گرافیک سنتی که در دیزنی رایج بوده است را با هم مشاهده می کنیم و خواهیم دید که چگونه با بزرگ و کوچک شدن سر و تغییر تناسب دست ها و پاها شخصیت ها و تیپ های مختلفی می توان طراحی کرد.

                       تناسبات خرگوش بانمک و کودکانهتناسبات شخصیت کودکانه معصوم و بانمک

 

 در تصویر بالا کاراکتر کودکی دیده می شود که تناسبات سر نسبت به اندام بزرگ تر از حد طبیعی است و این یکی از نکات کلیدی برای آفرینش شخصیت های معصومانه است. همچنین از عوامل دیگر موثر در شکل گیری حالت بانمک می توان به بلندی پیشانی، پایین بودن محل قرار گیری چشم ها در صورت، کوتاه بودن اندازۀ بازوان، ران ها و کوچک بودن دست و پا اشاره کرد. تغییر پهنای دست ها و پاها با ملایمت ترسیم شده است و قوس کمر به طرف داخل متمایل است که از گردن تا پایین کمر به نرمی امتداد دارد. باسن برجستگی مختصری دارد و شکم هم به نشانه تغذیه مناسب کمی گرد شده است. در بیشتر موارد گردن دیده نمی شود و تقریبا سر به تنه مستقیم متصل شده است. همین ویژگی ها می تواند برای کاراکترهای حیوانی هم درنظر گرفته شود و تقریبا نتایج یکسانی را موجب می شود مانند نمونه طرحی که برای شخصیت خرگوش ترسیم شده است.

**************

کاراکتر های دیگر که ویژگی های زبل و یا احمق دارند با تناسبات دیگری در نظر گرفته شده است که در چند نمونه پایین دیده می شود.

تناسبات کاراکتر های زبل و احمق

شخصیت های زبل یا احمق عموما دارای پیشانی کوتاه و جمجمه ای کوچک هستند که در عوض بر روی اجزای صورتشان اغراق های بیشتری شده است و در بعضی قسمت ها مثل دهان بزرگنمایی شده است. گردن دراز و باریک٬ پاهای کوتاه و لاغر در مقابل کف پای بزرگ، ویژگی های دیگری است که از قضا این تیپ ها را در بین مخاطبان خیلی هم محبوب کرده است.

**************

در ادامه نمونه های دیگری از شخصیت های به اصطلاح "بی حال و وارفته" ارائه شده است که آنها هم به واسطۀ ویژگی های حالت بدن و تناسب بین اندامهایشان می توانند معرف چنین تیپ هایی باشند.

تناسبات شخصیت های وارفته

همانطور که در تحلیل چنین تیپ هایی پرستون بلر توضیح داده است می توان موهای آویزان که روی صورت آمده، بینی بزرگ و سرپایین، لب ها و دندان های بیرون زده در حالی که تقریبا چانه وجود ندارد و عمدا حذف شده است. پشت قوز کرده و کتف و شانه های بیرون زده٬ بازوهای باریک و دراز و دست های بزرگ و پاهای گنده و زمخت از دیگر نشانه های این تیپ معرفی شده است. شکم برآمده و افتاده٬ زانوهای خمیده همراه با لباس های نامرتب و گشاد و شل که چین و چروک های فراوانی بر روی آن دیده می شود از دیگر عواملی است که مافنگی بودن کاراکتر را افزایش می دهد. 

*************

نمونه بعدی تیپ های معرفی شده اختصاص دارد به شخصیت های پرخاشگر و قلدر که از ویژگی های مهم آنها فک پهن و قوی در مقایسه با جمجمه کوچکشان٬ گوش های کوچک٬ ابروان پهن٬ لب پایین برجسته و کلفت٬ شانه ها و قفسه سینه پهن و ستبر٬ بازوان بلند و قوی با دست های بزرگ

تناسبات در شخصیت های قلدر و خشن

این مشخصه ها برای کاراکترهای بچه خلاف با تناسب ۴ سر و همچنین تاکید بر کوتاهی پاها و کوچک بودن لگن خاصره و باریک شدن اغراق آمیز کمر می تواند بر قدرت بدنی آنها تاکید بیشتری نماید.

******************

در شخصیت هایی که برای تصویرسازی های ژاپنی (مانگا) طراحی می شود هم با این که بر جذابیت های شخصیت ها تاکید می شود اما باز تناسبات مختلف به منظور اضافه کردن ویژگی های خاص مورد توجه طراحان است. همان طور که از سمت چپ به راست مشاهده می شود در اولین شخصیت که ظاهری فانتزی و کودکانه دارد٬ اندازه سر نیمی از بدن را شامل می شود و به ترتیب همان شخصیت که تناسباتش به مرور تغییر می کند حال و هوایی جوانانه و بزرگسالانه به خود می گیرد و کاراکتر آخر شخصیتی قهرمانانه به خود می گیرد چون سر وی از حالت طبیعی هم کمی کوچک تر شده است. همان طور که احتمالا انواع مانگاها را دیده اید٬ گرافیک تصاویر آنها طیف گسترده ای از فانتزی های شاد و کودکانه تا فضاهای خشن و پر التهاب را شامل می شود که هر کدام از تناسبات زیر مناسب با یکی از این شیوه های داستانی می باشد.

طیف تناسبات بدن از کوتاه به بلند در تصویرسازی های ژاپنی

در موارد بسیاری هم ترکیب ناهمگونی از عوامل در شخصیت در نظر گرفته می شود که نمونه آن در تصویر بعدی قابل مشاهده است. این شخصیت هر چند که حالت یک زن جوان جذاب و پر افاده را به ذهن متبادر می کند اما به دلیل این که در تناسبات مربوط به کاراکتر های کم سن و سال طراحی شده است همزمان ترکیبی از بزرگسالی و کودکانه بودن را نشان می دهد که احساس "عروسکی بودن" به شخصیت مذکور افزوده شده است.  امروزه این شیوه گرافیکی هم مورد توجه بسیاری از تصویرسازان و برنامه سازان تلویزیون قرار گرفته است و شاهد نمونه های متعددی از این شیوه هستیم.

تناسبات با سر بزرگ برای کاراکترهای بالغ با گرافیک فانتزی

***************

شبیه به آنچه در بالا توضیح داده شد و عموما بر کاراکتر های طیف کودکانه تا عادی و تا حدودی بزرگسالانه تاکید شده بود٬ ما شاهد اعمال همین قواعد هستیم که برای کاراکترهای داستان های خشن و پرحادثه که عموما مخاطبان جوان دارند٬ استفاده می شود. فقط می توان خاطر نشان کرد این طیف از تیپ عادی تا تیپ های بسیار خشن را شامل می شود و دیگر خبری از فرم ها و اغراق های فانتزی و کودکانه در آنها نیست.

تناسب در شخصیت پردازی با موضوعات قهرمانی و پرهیجان

همانطور که در تصویر بالا اندام هایی در مقایسه با اندازه سرشان به تصویر درآمده اند٬ ما شاهد تیپ عادی با طول بدن ۷ سر هستیم. به نسبت این که اندازه بدن بزرگتر شده کاراکترها از حالت عادی خارج شده و ابتدا هیبتی قهرمانانه (با ۸سر) سپس ضد قهرمانانه (با ۱۰ سر) خشن و بی رحم (۱۲ سر) و غول ها با سری بسیار کوچک (۱۵ سر) معرفی شده اند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 10:52  توسط مهرداد صدقی  | 

در مبانی تجسمی ۱ معمولا مبحثی با دانشجویان کار می شود که درباره تاثیر تیرگی روشنی بر ترکیب بندی تصویر تمرین ها و موضوعاتی مطرح می شود اما در ادامه دوره کارشناسی و پس از آن کمتر به آن توجه جدی می شود. من در موضوعات قبلی وبلاگم هم اشاره ای گذرا به تاثیرات نور و سایه کرده بودم که اگر علاقمند هستید به مطلب نور و تاثیرات بیانی آن مراجعه نمایید.

ترم گذشته (اول ۹۰-۹۱) که تصویرسازی ۳ را با دانشجویان می گذراندم خوشبختانه  چند نفر به اهمیت این موضوع پی بردند و در اتود ها و تمرین های خود روی آن با دقت کار کردند که یکی از ایشان خانم گلناز محمودی بود که نمونه اتودهای وی را برای داستان «کباب غاز» اثر آقای جمالزاده  در ادامه ارائه خواهم کرد. موضوع تصویرسازی ۳ کار بر روی داستان یا موضوعی بود که می بایست ابتدا فرازها یا نقاط مهم داستان را که از نظر تصویری قابلیت روایت گری بیشتری نسبت به بقیه را دارد انتخاب نموده و بعد بر روی اجزاء آن از جمله : حالت ها و ژست های کاراکتر ها٬ ترکیب بندی فرم و فضا٬ انتخاب پس زمینه و پیش زمینه تصویر٬ توجه به زاویه دید و فاصله تا موضوع٬ نور و سایه مطالعه و اتود می زدند.

اگر با دقت به دو تصویر بالا توجه کنیم متوجه می شویم که تفاوت در زاویه نور و پراکندگی سطوح روشن در مقابل تیرگی ها باعث شده است بعضی از قسمت های تصویر نسبت به بقیه از اهمیت بیشتری برخوردار شود و از نظر احساسی تاثیر ضمنی روی موضوعات درون تصویر بگذارد. در تصویر اولی تمرکز اصلی روی صورت مرد ایستاده است که اگر احساس یا حالتی در چهره اش به تصویر در آمده باشد بهتر دیده شود و به جای این که به همان اندازه روی مرد نشسته توجه شود بر روی دست او و نامه ای که در دست او (کنش دادن نامه به مرد ایستاده ) تاکید می شود. برای همین به نظر می رسد بین دو نفر در تصویر اول نوعی مکالمه صورت گرفته است. اما در تصویر دوم  ما رابطه بین دو چهره را بیشتر احساس می کنیم چون سر مرد رو به بیننده روشن است و در فضای خاکستری پشت سرش تضاد نسبتا شدیدی ملاحظه می شود که این تضاد به شکل معکوس آن برای مرد نشسته در پشت میز هم تکرار شده و تیرگی سر در مقابل دیوار روشن به این شخصیت هم اهمیت داده است.برای همین حال و هوای بیانی و ترتیب مهم بود عناصر در این دو تصویر با یکدیگر متفاوت است هر چند که الگوی ثابتی در ترکیب بندی فضای هندسی آن مشاهده می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 21:43  توسط مهرداد صدقی  | 

 برای این که این موضوع را واضح تر بیان کنم با مثالی مطلب را آغاز می کنم:

نگاه شخصی تصویرگر هم مانند لحن صحبت کردن اوست. هر فرد با توجه به این که در کجای کشور بزرگ شده باشد و در چه خانواده ای با چه سابقه نژادی و قومی حرف زدن یاد گرفته باشد٬ لحن و لهجه اش  برگرفته از محیط و خانواده یا رسانه های جمعی  شکل می گیرد و در نهایت لحن گویش و سخنش بعد از چند سال یکی از شاخص های شخصیت وی محسوب می شود٬که البته شباهت های زیادی هم با هم شهری ها و افراد خانواده خود دارد و به نوعی شنونده متوجه شباهت های خانوادگی گویش فرد با هم خانواده ها و همشهری هایش می شود.مثلا اگر دقت کرده باشید تن صدای اصفهانی ها کمی زیر است و یا صدای گیلانی ها کمی خش دارتر از لهجه های دیگر در زبان فارسی است که این نکته ظریف در کنار نوع تغییر در کلمات و جمله بندی باعث شکل گیری آن لهجه خاص می شود.

 بعضی از افراد به دلیل عشق و علاقه یا استعداد ذاتی که دارند می توانند فراتر از حد متعارف شیوه های سخن گفتن کنترل بیان و لحن خود را بدست بگیرند و با تمرین های موثری همچون تمرین های فن بیان به کیفیت های بالای صحبت کردن و داشتن بیان خاص شناخته و مشهور شوند و بتوانند از طریق همین مهارت خود را به عنوان فردی متخصص و خاص در جامعه مطرح و مورد پذیرش خواص و عوام شوند. بسیاری از گویندگان و صداپیشه های موفق همین روند را طی کرده اند و بعد از گذشت چند سال کار حرفه ای ویژگی بیانی خاصی به دست آورده اند. در کنار این بعضی فراتر می روند و به لحاظ محتوایی و فن خطابه و اقناع مردم هم استعداد و مهارتی می یابند که به علاوه تکنیک های بیانی می تواند ذهن مردم را هم جذب و شیفته گفتار خود کند و از این ترکیب به جایگاه بالایی از سخنوری و فن کلام برسند. این افراد نه تنها از لحاظ بیانی بلکه از نظر محتوایی هم دارای ویژگی های خاص و ارزشمندی هستند

 همین روند در شکل گیری ویژگی های تصویرسازی و نگاه فرد به هنر شکل می گیرد یعنی از عواملی که در اطراف دیده می شود آرام آرام تقلید می کند و بعد از این که از هر منبعی بنا به نیازش مقداری وام می گیرد و در کار خود ترکیب خاصی از این الگوهای مورد علاقه یا ناخودآگاه خود بر می دارد و شیوه مخصوص خودش که ممکن است شباهت به تعدادی از هنرمندان اطراف خود یا آنهایی که منبع الهام اوبوده اند داشته باشد که این هم جز طبیعت کار هنر و سبک های مربوط به دوره ها و مکان های مشابه است. مثلا ما می بینیم نسل جوان تصویرسازی از انیمیشن های ژاپنی تاثیر زیادی گرفته اند و در ترکیب با کمیک استریپ های غربی به آمیزه ای از فرهنگی ایرانی و خارج از ایران در کارهایشان دست پیدا کرده اند. شاید یکی از اولین کسانی که در بین نسل جوان هم به عنوان پیشکسوت مورد توجه است آقای حمید بهرامی است که در ترکیب ویژگی های غربی و ژاپنی نسبت به همنسلان خود جلوتر بود و جوان های زیادی را بعد از خود تحت تاثیر قرار داد.

در این مسیر ممکن است فرد بیش از آن چه در اطرافش منابع و الگو باشد توان درک سبک ها و ویژگی های هنری را داشته باشد و مسائلی را متوجه شود که کمتر هنرمندی به آن رسیده یا به صورت مستقیم روی آن تاکید کرده باشد.بنابراین فرد باید دارای دقت نظر و هوشیاری باشد که بتواند ویژگی های رایج و ویژگی های خاص تصویر و تصویرسازی اطراف خود را تشخیص دهد و در ذهنش آنها را تجزیه و تحلیل کند و نکات ارزشمند را برای خود جدا نموده و در یک ترکیب بی همتا آثار هنری خود را خلق نماید. بعضی از افراد می توانند تعادل ظریفی بین آنچه که در جامعه مورد پسند واقع است و آنچه که جامعه در آرزوی رسیدن به آن است را ایجاد و طیف وسیعی از مردم از گروه متخصص و فرهیخته تا افراد عادی جامعه را مجذوب خود کنند.بعضی از افراد هم توانایی دستیابی به منابعی را دارند که در اختیار افراد دیگر نیست و با الهام از آنها (بدون آنکه منابع خود را فاش نمایند) به خلق آثار هنری متفاوت می پردازند و رقیبان را دچار تحیر می کنند که چگونه چنین فردی به فضای تصویری این چنین متفاوت دست پیدا کرده است. بعضی دیگر این قابلیت را دارند که با استفاده از قدرت ترکیب کردن شیوه ها و موضوعات نا متجانس در یک پیکره واحد و هماهنگی قابل قبول به تولید آثار تازه و نو دست پیدا کنند.

بعضی افراد هم به دلایل اجتماعی و خانوادگی به قدری زندگی خاصی پیدا می کنند که ناخودآگاه و غیر عمد خواسته ها و نیاز ها و علایق مخصوص به خود پیدا می کنند که این عده هم بنا به خصلت شخصیتی و رفتاری خود اگر به خلق آثار هنری و تصویرسازی بپردازند تا حدودی با بقیه متفاوت است و ویژگی های شخصی خود را به دست می آورند اما چون عموما این افراد به صورت غریزی به خلق آثار می پردازند نمی توانند از مسیری که پیش رو دارند احساس اطمینان کنند که درست است یا خیر، برای همین هم عموما افراد دیگری به عنوان راهنما و همراه باید آنها را کمک و هدایت کنند تا دچار سستی در خلق آثار هنر نشوند و بتواند آنها را از بلاتکلیفی و اشتباهات احتمالی آگاه سازد. این راهنما هم می تواند یک استاد فن باشد هم فردی آگاه از مسائل اجتماعی و روانشناختی که ادامه مسیر را برای جویای هنر هموار نماید.

به هر حال یک راه برای رسیدن به شیوه شخصی وجود ندارد و بنا به علاقه و خصلت هر فرد راه خاصی برای او هموارتر و برخی راه ها برایش بیراهه تر است. بعضی ها به تخیل و احساسات خود اهمیت می دهند و اجازه جولان و پرسه زدن در دنیای خیال را به آنها می دهند و بعضی پله پله و منطقی از راه های ساده به شیوه های پیچیده دست پیدا می کنند. به نظر من آنهایی که می توانند به شیوه پله پله به سمت موفقیت گام بردارند اگر چه کمتر نسبت به افرادی که از راه هیجان ها و احساسات به مقوله هنر وارد می شوند خاص می شوند اما طولانی تر می توانند مسیر پیشرفت هنر را طی کنند و از اشتباهات خود بیشتر در جهت موفقیت های بعدی استفاده می کنند اما خب این نظر شخصی است و خلاف آن هم در نمونه های موفق زیادی ثابت شده است. شما چه فکر می کنید؟ چه راهی برای رسیدن به شیوه بیان شخصی پیشنهاد می کنید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 18:53  توسط مهرداد صدقی  | 

زاویه دید یکی از عوامل نامحسوس در شکل گیری معنا در تصویر است و نه تنها در ترکیب بندیُ ترتیب و توازن اثر بلکه در کیفیت احساسی و معنایی تصویر نقش مهمی ایفا می کند. اگر علاقمند به بررسی قابلیت های معنایی زاویه دید هستید به مقاله ای با همین عنوان مطلب حاضر در نشریه هنرهای زیبا هنرهای تجسمی شماره ۴۶ تابستان ۱۳۹۰ مراجعه فرمایید.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 20:0  توسط مهرداد صدقی  | 

اختلاف جالبی بین تصویرسازی در ایران و کشورهای پیشرفته غربی وجود دارد که همیشه برای من علامت سوال بوده است و آن عدم استفاده از منابع تصویری به عنوان پیش زمینه خلق آثار تصویرسازی است که در کشورهای غربی به عنوان یکی از ابزار مهم به آن توجه می شود ولی در تصویرسازی ما استفاده نکردن از عکس و اتکا به حافظه هنرمند حسن و مهارت حساب می شود و استفاده از مراجع تصویری دیگر تا حدی نشان از ضعف تصویرساز دارد.

با مطالعه کتاب های آموزشی تصویرسازی که در سطوح مختلف اعم از : تصویرسازی های کودکان تصویرسازی های تبلیغاتی کمیک استریپ ها و کاریکاتور ها متوجه می شویم که بخشی هر چند کوتاه به اهمیت استفاده از منابع تصویری و لزوم داشتن بانک تصویری اشاره شده است. به همین منظور چند بخشی از این کتاب ها که به این نکته اشاره شده است را در ادامه مطلب ارائه خواهم کرد تا علاقمندان محترم هم بهتر بتوانند برای طراحی یک تصویر از اصول قاعده مند شده هنرمندان حرفه ای تصویرسازی استفاده نمایند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 11:46  توسط مهرداد صدقی  | 

دانشجوی دوره کارشناسی که بودم به صورت اتفاقی طراحی های آقای هوشنگ سیحون را از مناظر و چشم اندازهای مختلف ایران دیدم. بیشتر طراحی ها با قلم فلزی و برخی هم با مداد یا قلم مو کار شده بود و در نوع خود بی نظیر بود و هنوز هم هست. آن موقع فکر می کردم آقای سیحون فقط معمار هستند و تعجب می کردم چطور یک معمار می تواند از نقاش ها بهتر طراحی کند! بعدا فهمیدم که آقای سیحون نه تنها معمار بلکه نقاش و طراح زبردستی هم بوده اند به علاوه این که، در خانواده ای بزرگ شده که تعداد زیادی از آنها موسیقی دان بوده اند. آقای سیحون چندین و چند نمایشگاه طراحی و نقاشی در سال های دور و نزدیک برپا نموده اند. شاید یکی از دلایلی هم که ایشان در معماری کارهای بسیار ماندگاری از خود به جای گذاشتند به خاطر دید نقاشانه  و درک موسیقیایی بوده که داشتند و در ترکیب با معماری توانسته بودند حرکت های تازه ای در معماری ایران آغاز نمایند.

لوکوربوزیه معماری فرانسوی هم از نقاشان زبردست زمان خود بوده و آثار نقاشی خاص خود را خلق کرده و اتفاقا سبک پیوریسم هم که در تاریخ هنر از آن یاد می کنند از ابداعات این هنرمند معمار است. هر چند که ایشان بیشتر به خاطر معماری های خاص خود در جهان معروف هستند.

ادگار دگا به همان اندازه که نقاشی هایش در موزه ها خواهان دارد مجسمه های برنزی اش هم پر طرفدار و مهم است. پابلو پیکاسو به جز نقاشی هایش، مجسمه، کارهای چاپی و تصویرسازی خلق کرده و تا آخر عمر یک نفس مشغول بوده. آلفونس موشا هم نقاش، طراحی پوستر، جواهرساز، و طراح صحنه های تئاتر بود. هنرمند ارمنی مارتیروس ساریان هم همزمان نقاشی، تصویرسازی و طراحی صحنه تئاتر می کرد. آقای مرتضی ممیز هم تصویرساز، طراح گرافیک، کارگردان و انیماتور چند انیمیشن و طراح صحنه تئاتر بودند. آقای علی اکبر صادقی هم همین طور چند هنر را همزمان با هم پیش برده است: نقاشی، تصویرسازی، انیمیشن. ژازه طباطبائی هم نقاش و هم مجسمه ساز بود. عباس کیارستمی به علاوۀ فیلمسازی، هم عکاس و هم نقاش است. سرگئی آیزنشتاین کارگردان معروف روس، با این که خود را طراح نمی دانست اما استوری بردهای فیلم هایش و طراحی های شخصیت های تئاتر زیادی انجام داده بوده و کتابی از طراحی هایش هم مدت ها پیش در ایران به چاپ رسیده است که آثار خوبی در طراحی برای یک کارگردان به شمار می رود. چارلز چاپلین هم همه کار می کرده از بازیگری و کارگردانی تا ساختن موسیقی برای فیلم هایش. کلینت ایستوود کارگردان و هنرپیشه مشهور هالیوود، نوازنده ساکسیفون است و چند اجرای جدی در این زمینه داشته است. کیانو ریوز هم مدتی در گروه موسیقی همزمان با بازیگری مشغول بود.

برخی از محققان معتقدند که سلطان محمد نقاش که در زمان شاه طهماسب صفوی در دربار به نگارگری نسخ خطی می پرداخته همزمان در چند هنر سرآمد دوران خود بوده است. آن طور که حافظه ام یاری می کند در طراحی فرش استاد بوده است و اقداماتی هم برای تکمیل چاپ داشته. او همزمان با تحولات اروپایی رنسانس می زیسته، همان زمان که هنرمندان همه فن حریفی مثل میکل آنژ و لئوناردو داوینچی مشغول خلق آثار معروف خود بوده اند.

چند وقت پیش خبری نمایشگاه نقاشی های باب دیلن از خوانندگان و نوازندگان بسیار معروف معاصر در انگلستان برگزار شده است که نشان از توانایی های مختلف این هنرمند سرشناس دارد. در لس آنجلس در یکی از نگارخانه های خیابان لابریا آثار نقاشی های خانم جین سیمونز را دیدم. برای ایرانی ها ایشان چهره ای شناخته شده اند زیرا هنرپیشۀ نقش اول سریال کانادایی پزشک دهکده بودند که از تلوزیون ایران پخش می شد. قیمت کارهای پرینت ایشان حدود 3000 دلار بود که رقم زیادی برای پرینت کارهای نقاشی های ساده ای از گلها به حساب می آمد. سیلوستر استالون و آنتونی کوئین هم نقاشی می کشیدند تا بگویند هنر در خونشان هست و بی علت هنرپیشه های سرشناسی نشده اند!

 در خاطرات محسن نامجو خواندم که او با این که موسیقی سنتی از نوجوانی کار کرده و آرزو داشته که در رشته موسیقی دانشگاه تهران درس بخواند اما در رشته تئاتر مشغول به تحصیل شده و آشنایی با فضاسازی های تئاتر این ویژگی های موسیقی امروز ایشان را رقم زده است. خانم اسکندری از هنرپیشگان جوان سینما و تلویزیون، دستی هم در نقاشی دارند و نمونه کار نقاشی دیواری ایشان در شهر تهران مورد توجه خبرگزاری ها در چندوقت پیش شده بود. خانم هدیه تهرانی هم عکاسی های خود را با قیمت های عجیب و غریبی فروختند که نشان از مهارت ایشان در عکاسی دارد! شنیده ام از وقتی شهرداری مشهد هم سر کیسه را شل کرده و برای اجراء آثار مجسمه و نقاشی دیواری قرار داد های خوبی با هنرمندان می بندد خیلی از هنرمندان مشهدی هم دارند به خیل هنرمندان چند مهارته می پیوندند و همزمان نقاشی، مجسمه سازی، کارهای مفهومی، سفالگری و چند کار دیگر با هم انجام می دهند.

تاراسف از استادان روسی انیمیشن که مدتی در برخی دانشگاه های تهران هم انیمشن تدریس می کردند تاکید داشتند که انیماتور از تئاتر، رقص و هنرهایی که با بدن در ارتباط است باید اطلاعات کافی و وافی داشته باشد تا در متحرک سازی بتواند روح شخصیت ها و حرکاتشان را به خوبی به تصویر در آورد. آقای فائز علیدوستی هم که انیمیشن تدریس می کردند و چند مقاله هم در این زمینه چاپ کرده بودند به همین مطلب اشاره کرده بودند. آقای محمد رضا دوست محمدی که از تصویرسازان و کاریکاتوریست های فعال هستند هم ظاهرا در گروه های تئاتر فعالیت های جدی داشته اند که مطمئنا تاثیرات این هنرها را به صورت عملی در کارهایشان می توان دید.

خیلی از دانشجویان سال اول و دوم هم چنین آرزوهایی دارند که همزمان در چند رشتۀ هنری کار کنند و خود را محک بزنند و قابلیت های هنری خود را بالا ببرند. همچون بزرگان هنر چند مهارت در کار داشته باشند و بتوانند در خلاقیت و کار هنری سرآمد دوران خود باشند. در کلاس ها هر از گاهی هم چنین صحبت های پیش کشیده می شود که نشان از اشتیاق آنها به تبدیل شدن به هنرمندان چند وجهی دارد. در حال حاضر هم خیلی از آنها را می شناسم که همزمان چند هنر را با هم کار می کنند و برخی از آنها نسبتا هم موفق بوده اند. از دوستانم هم خیلی ها را می شناسم که چند مهارت هنری را داشته اند و سعی می کنند وجوه مختلف شخصیت هنری خود را به این ترتیب صیقل بزنند تا ذهنِ تر و تازه ای برای خلاقیت داشته باشند. دیگه تا همین جا بس است... برویم سراغ مطلب دیگر.

**********

گنجینۀ آثار هنری منبع با ارزشی از اطلاعات و خلاقیت هاست و که می توان از آنها همچون کتابخانه ای برای یادگیری مسائل تخصصی و یافتن راه حل های تازه استفاده کرد. کشف راه های جدید در دنیای هنر در بسیاری موارد در نتیجه مطالعه نمونه های پیش از خود بوده است. هنرمندان کاوشگری که برای خلق آثار جدید از نکته های برجستۀ آثار هنری در رشته های مختلف به نفع خود استفاده می کنند، در حقیقت، برای رسیدن به خلاقیت هنری میانبر می زنند؛ راهی که سرعت و راندمان خلاقیت را به طرز شگفت انگیزی بالا می برد.

چگونه می بایست از توانایی ترکیب کردن عوامل مختلف برای خلق آثار تازه برخوردار شد؟ آیا تنها وانمود کردن به این که  دستی در چند هنر را دارید، دردی از بن بست های خلاقانه دوا می کند؟ شاید نه. اما یکی از کارهایی که می شود انجام داد تا واقعا تولیدات نوآورانه شوند، بررسی تاریخچه مختصری از شکل گیری و تحولات هنرهای گوناگون تا به امروز است که موجب شناخت نمونه های ارزشمند و جایگاه آنها در عالم هنر می شود. همچنین کاربردهای هنرهای مختلف و ظرفیت ها و قابلیت های هر رشته هنری مطالعه و فهمیده شود تا واسطه های بیان هنری برای هنرمند بهتر شناخته شود. مثلا تسلط داشتن واسیلی کاندینسکی و پل کله بر نقاشی و موسیقی  و شناخت ایشان از قابلیت های این هنرها در طولانی مدت (از کودکی)، موجب شد ویژگی های انتزاعی موسیقی را در نقاشی توسعه دهند و راه جدیدی را برای هنرمندان بعد از خود باز نمایند. یا نمونه دیگر، مدرسه باهاس یکی از مراکزی بود که در آموزش های پایه ای خود از رشته های گوناگون مهارت هایی را وام گرفته و با هم آموزش می داد تا هنر جویان توان خلاقانه بالاتری نسبت به آکادمی های هنر سنتی پیدا کنند.

 یکی از مواردی که در دنیای امروز توجه ویژه ای به آن می شود مطالعات میان رشته ای است. یعنی آنکه برای نوآوری های جدید، ترکیب چند راه را پیشنهاد می کند که در گذشته جدا از هم فرض می شد. این شیوه منشاء اختراعات و تولیدات جدید شده است و امروزه با استقبال فراوانی در مجامع دانشگاهی روبرو شده است. در هنر هم این ویژگی از مدت ها پیش مد نظر بوده و کارکرد خلاقانه داشته است

درس "آشنایی با رشته های هنری معاصر" در مقطع کارشناسی گرافیک تدریس می شود تا هم دانشجویان را با حرکت های تازه و معاصر در عالم هنر آشنا کند و هم ارتباط بین رشته های هنری را در ذهن دانشجویان تقویت نماید. این نکته ای است که می تواند ذهن علاقمندان به موضوع ارتباطات تصویری هر چه بیشتر باز نماید و وسعت دید دستاندرکاران عرصه ارتباطات بصری و گرافیک را درپی داشته باشد. مثلا طراح گرافیک اتریشی اشتفان زاگماینستر که در ایران هم مورد توجه واقع شده است در مجموعه ای از کارهای خود از تلقیق هنر محیطی و طراحی حروف، شکل خلاقانه ای از تایپوگرافی را مطرح می کند که هر چند در هنرهای معاصر این رویکرد چندان تازه نیست اما در عرصه گرافیک حرکت نو به حساب می آید.

اگر جایگاه هر رشته هنری و نمونه آثار برجسته آنها به خوبی معرفی شود می توان امیدوار بود قدرت نوآوری در افراد پرورش پیدا کند. از ترکیب چند ویژگی متفاوت (که در رشته هنری مختلف وجود دارد) خلق آثار هنری و باارزش در رشته هایی مثل ارتباط تصویری (که خود مصداقی از تداخل رشته های مختلف هنری در جهت تاثیر بصری است) آسان تر شود.

********

یکی دیگر از نکته های کلاس که باید مورد بحث قرار گیرد مفهوم مناقشه انگیز "هنرهای معاصر" است که از گنگی و پیچیدگی زیادی برخوردار است و باید روی این موضوع هم به گفتگوی مفصلی بپردازیم.

"دنیای هنر" امروزه نسبت به "دنیای هنر" دوران های قبلی تمدن بشر بسیار متفاوت شده است. ما شاهد فعالیت های مختلفی هستیم که در ظاهر با هم خیلی متفاوت هستند ولی همۀ آنها در زیر مجموعه هنر قرار می گیرند. امروزه آن چیزهایی که در دنیای هنر به عنوان اشیاء هنری پذیرفته می شود خیلی فرق دارد با چیزهایی که در 400 سال قبل در دنیای هنر آن زمان پذیرفته شده بود. حتی امروزه ما دنیاهای متفاوت هنر داریم که در تقابل با یکدیگر به شناسایی و معرفی آثار هنری می پردازند. مثلا دنیای هنر آوانگارد هر آن چه که نو باشد و قبلا مشابه آن وجود نداشته باشد را به عنوان اثر هنری معرفی می کند حال آن که دنیای هنر غیر آوانگارد به آثاری عنوان هنری می دهد که ارزش های شناختی در خود داشته باشد.

دنیای هنر امروزه به بحث پیچیده ای در تشخیص آثار هنری و معرفی آنها به جامعه تبدیل شده است. عده از نخبگان هنری که از طیف های متعددی هستند در "دنیای هنر" حضور دارند و به اعمال نظر و کار می پردازند. مثلا بسیاری از استادان دانشگاه ها، منتقدان، کلکسیونرها، هنرمندان، مخاطبان با اطلاعات تخصصی، تاریخ هنر نویسان و نویسندگانی که فعالیت هایشان در ارتباط با هنر است، همگی بخشی از نخبگان دنیای هنر هستند که نقش تعیین کننده ای در هنری بودن یک شی یا غیر هنری بودن آن دارند. در رشته های هنری معاصر شناخت این رویداد "دنیای هنر" می تواند نقش تعیین کننده ای در آشنایی با آثار هنری معاصر و دلایل پیدایش آنها به علاقمندان این بحث ارائه نماید.

 

قابل توجه دانشجویان دانشکده هنر دانشگاه نیشابور که واحد آشنایی با رشته های هنری معاصر را با اینجانب گرفته اند:

هدف : شناخت ویژگی های هنر معاصر

شناخت ظرفیت های بیانی چند واسطۀ هنری

آشنایی و کشف ارتباط بین رشته های هنری

 

برنامه کلاسی :منبع اصلی کلاس: کتاب تنوع تجارب تجسمی، ادموند بورک فلدمن؛ ترجمه پرویز مرزبان؛ انتشارات سروش از بخش دهم ص 292 تا ص 498 که به مباحث نقاشی، مجسمه سازی، معماری و عکاسی می پردازد.

هر یک از دانشجویان محترم موظف هستند بخشی از کتاب که درکلاس تعیین خواهد شد را خلاصه نمایند و به ترتیب در کلاس آنها را به صورت گزارش ارائه نمایند و فایل word  خلاصه مطالب را تحویل اینجانب نمایند

همراه با مرور و بحث درباره مطالب کتاب در جلسات مختلف نمایش فیلم و سخنرانی های مختلف درباره رشته های مختلف هنری معاصر نمایش داده خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 3:0  توسط مهرداد صدقی  | 

درس "آشنایی با هنر در تاریخ" در مقطع کارشناسی رشته های هنر در ترم های اول و دوم به صورت نظری برگزار می گردد. هدف از ارائه این درس آشنایی مقدماتی با هنر و آثار هنری در سرزمین و فرهنگ های گوناگون است. فهمیدن معانی و ریشه های بنیادی در آفرینش آثار هنری، آشنایی با سیر و تحولات هنرها در تاریخ و مقایسه بین هنرهای مختلف از اهداف این درس است. به غیر از افرادی که با علاقه مباحث را دنبال می کنند عموما بیشتر مباحث، به ویژه آن بخش هایی که مورد علاقه دانشجو نبوده به سرعت فراموش می شود. چه فرقی بین دانستن و ندانستن تاریخ هنر هست؟ چه فرقی هست بین آنهایی که با علاقه موضوع کلاس را پیگیری کرده اند  و آنهایی که بی علاقه بوده اند؟ اگر نظر من را بخواهید فرق زیادی بین این دو گروه نیست! البته به جز چند اختلاف کوچک که در ادامه، آنها را توضیح خواهم داد.

کسی که تاریخ هنر نمی داند از منابع مثل موزه ها، کتاب ها و تصویر آثار هنری و حتی محیط های آموزشی مثل دانشگاه کمتر بهره برداری می کند. نداشتن آمادگی ذهنی و فکری از موانع مهم توجه و مشاهده است. فرایند دیدن و توجه انسان به محیط پیرامونش به گونه ای است که معمولا فرد چیزی را می بیند که ذهنش نسبت به آن آگاهی یا نیاز دارد و بقیه به عنوان اطلاعات کم ارزش نادیده گرفته یا فراموش می شود.استاد محترم آقای مرتضی ممیز در یکی از کلاس های دوره کارشناسی ارشد تصویرسازی گفتند: "اگر شما از دیدن یک کتاب "یک نکته" دریافت کنید من از همان کتاب 1000 نکته دریافت می کنم" . ایشان از گفتن این عبارت شاید می خواستند نقش دانش و ذهن را در برداشت از منابع اطلاعاتی و طرز استفاده آن بیان کنند. فکر می کنم در بعضی افراد این شناخت زودتر در ذهن شکل می گیرد و بهتر می توانند از امکانات موجود بهره برداری نمایند.

من در بیشتر موارد چنین پدیده ای را تجربه کرده ام. در دوران کارشناسی با این که وقت زیادی در کتابخانه دانشکده سپری می کردم اما چون از مکاتب هنری تنها به مکتب باروک توجه داشتم، فقط تعداد محدودی از کتاب ها را برای مطالعه انتخاب می کردم به همین سبب از بسیاری از کتاب های مفید غافل بودم و حتی یکبار هم سراغشان نرفتم. مثال دیگری از زندگی روزمره می آورم: در فروشگاه های بزرگ که تنوع اجناس و وسایل خیلی زیاد است، عموما  چیزهایی را می بینم که قبلا یک یا دوبار آنها را خریده ام و ذهنم نسبت به آنها آشنایی دارد. اگر بخواهم در این فروشگاه ها چیزی را که تا حالا نخریده ام پیدا کنم باید کلی وقت صرف یافتنش کنم و ممکن است چند باری هم از جلویش رد شوم اما آن را نبینم. بعد از این که مثلا در جای دیگری آن جنس را خریدم تازه در فروشگاه مذکور می توانم آن را بیابم!

در همان مقطع تحصیلی کارهای هنر اوایل قرن بیستم به بعد را خوب درک نکرده بودم به همین دلیل در کارگاه های استاد محترم سرکار خانم ایراندخت محصص که رویکرد ایشان هنر پست امپرسیونیسم، زیباشناختی و امکانات بیانی آن بود، بنده و اغلب دانشجویان دست خالی از کلاس ها بیرون آمدیم. هر چند من وقت زیادی برای انجام کارهای کلاس صرف می کردم اما چون بین ذهنم با برنامه کلاس هماهنگی نبود در نتیجه راندامان کار بالا نبود. خیلی از دانشجویان که از من ذهنیت محدود تری داشتند کلاس های ایشان را بی فایده می دانستند و معمولا غایب بودند. نتیجه تاسف انگیز این ذهن محدود آن شد که تمام حرف های این استاد بزرگوار که هر کدام ناشی از تجربیات بلند مدت ایشان بود از یاد دانشجویان رفت و در کارهایشان تاثیر نگذاشت. چه حیف!

تاثیر دانسته های فرد در لذت بردن از زیبایی های اطراف هم به موضوع تاریخ هنر ارتباط دارد؛ مثلا اگر فردی که نسبت به موضوعات یک موزه اطلاعات قبلی داشته باشد و درباره آنها مطالعه کرده باشد لذت بیشتری از دیدن اشیای آن موزه می برد تا کسی که بدون زمینه قبلی از موزه بازدید می کند. در بیشتر مواقع فرد بی اطلاع از تماشای آثار به سرعت دچار خستگی و کسالت می شود. همراهی با افراد بی علاقه به اشیاء موزه ای برایم به گونه ای بوده است که فرد بی علاقه به موضوع، پس از مدت کوتاهی حوصله اش از دیدن آثار سر می رود و در گوشه ای می نشیند تا هم استراحت کرده باشد هم من را به حال خود واگذارد تا با خیال راحت نمونه های موجود در موزه را تماشا کنم.

با این که در آغاز گفتم فرقی بین دانستن و ندانستن تاریخ هنر نیست اما اگر برنامه های کلاس درست پیاده شود و دانشجویان هم مباحث را خوب یاد بگیرند می توان امیدوار بود توانایی های دیداری،ذهنی و منطقی دانشجویان در برخورد با آثار هنری تقویت شود و چه در مسائل نظری و چه در کارهای عملی پیشرفت های سریع تری داشته باشند.

در کلاس "آشنایی با هنر در تاریخ 2" سعی می شود در کنار سیر تحولات هنری به رابطه بین فرهنگ و تمدن، مسائل فلسفی، انسانی، اجتماعی و اقتصادی تا حد امکان و ظرفیت کلاس توجه شود. شیوه ارائه مطالب در کلاس به وسیله پاورپوینت تصاویر و موضوعات همزمان ارائه خواهد شد و در جسله های خاصی هم نمایش فیلم درباره بعضی از دوره های تاریخی جز برنامه کلاس است. سرفصل برنامه های کلاس به این شرح می باشد:

1.      هنر رمانسک

2.      هنر گوتیک

3.      هنر رنسانس

4.      هنر باروک

5.      هنر روکوکو

6.      هنر نئوکلاسیک

7.      هنر رمانتیسیسم

8.      امپرسیونیسم و پست امپرسیونیسم

9.      شکل گیری هنر مدرن

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 3:31  توسط مهرداد صدقی  | 

آیا تا به حال از شما  به عنوان هنرمند یا کارشناس هنر درباره اثری از هنرهای تجسمی سوال شده که از عهده پاسخگویی آن برنیامده باشید و  احساس کنید که اطلاعات کمی درباره این حیطه از هنر دارید؟

آیا تا کنون از پاسخگویی و اظهار نظر درباره ویژگی های اثر هنری ناتوان بوده اید؟ من که با این مشکل زیاد روبرو شده ام!!! در موارد زیادی در مواجهه با سوال٬ چند لحظه فکر کردم و به اطلاعات ذخیره شده در ذهنم رجوع کردم اما برای آن جواب خوبی نیافتم. بعضی وقت ها هم که پاسخ دادم و به عکس العمل پرسشگر توجه کردم احساس کردم که جوابم قانع کننده نبوده است. 

شاید خیلی هم عجیب نباشد خب به هر حال هنرهای تجسمی دارای تاریخ مفصل و دامنه وسیعی است. می توان گفت همچون دیگر تخصص ها٬ هنر های تجسمی دریایی از مطالب است که هر چقدر کار و مطالعه کنی به انتهای آن نمی رسید. کتاب های تاریخ هنر فشرده و مختصری از این وسعت بی پایان و توسعه یابنده را به ما نشان می دهد. شاید حجم بعضی از این کتاب ها در حدود ۱۰۰۰ صفحه هم باشد اما باز هم بخش مختصری از این مباحث را به خواننده ارائه کرده است. مگر انسان چقدر فرصت مطالعه این حجم از مطلب و یا چقدر ذهن انسان گنجایش حفظ این همه اطلاعات را دارد؟ هر چقدر هم که ذهن قوی و حافظه قوی باشد باز این توانایی محدود است.

تنوع زیادی در هنر فرهنگ ها و دوران تاریخی مختلف است. شاید با ورق زدن کتاب های تاریخ هنر نمونه های آثار هنری را از ۳۰۰۰۰ سال قبل به ما نشان داده باشد و داستان را از آن هنگام آغاز کرده باشد.

 ۳۰هزار سال شوخی نیست! به زبان ساده می آید. به علاوه باید در نظر گرفت که در این مدت طولانی هر بخش از کره زمین را نژاد های مختلفی از انسان ها اشغال کرده اند و مطابق با فرهنگ خاص خود به تولید آثار هنری پرداخته اند که خاص همان دوره و فرهنگ بوده است. هنر معاصر هم خود داستان جداگانه ای دارد. آن قدر رویدادها و شیوه های مختلف هنری در جریان است که خود هنر معاصر را هم نمی توان در یک کتاب توضیح داد. هر روز اتفاق جدید و حرکت تازه ای رخ می دهد و توجه ها را به خود جلب می کند و درباره آن بحث و جدل می شود.

چطور باید این همه از اطلاعات گوناگون را یاد گرفت تا به عنوان متخصص بتوان در موقع لزوم از آنها استفاده کرد؟ چگونه باید روند شکل گیری سبک ها و تغییرات را از ابتدا تا امروز بررسی کرد؟ حفظ کردن اطلاعات تاریخی در ذهن برای همیشه مقدور نیست و برای همین باید علت های بنیادین را درک کرد و  روند تحولات آثار هنری و علل تفاوت ها و شباهت های بین آثار هنری فهمید. کتاب هنرهای تجسمی اثر چارلز جنسن خوشبختانه به فارسی ترجمه شده است و به جای  روش حفظ کردن اطلاعات سعی می کند محقق و دانشجو را به متوجه منطق درونی جریانات هنری کند. جنسن راه و روش تجزیه و تحلیل و پردازش اطلاعات را پیشنهاد می دهد تا محقق بر پایه توانایی و اطلاعاتش بتواند شناخت بهتری از آثار هنرهای تجسمی داشته باشد.

البته فاکتورهای گوناگونی در مبحث تجزیه و تحلیل در نظر گرفته می شود که امروزه درباره هر کدام از آنها پژوهش های  فراوانی انجام شده است و این کتاب کوچک گنجایش پرداختن به آن را ندارد. با این حال نموداری که در زیر می بینید نقشه ساده ای از اطلاعات و زیرمجموع های مطرح شده در کتاب است که به صورت گذرا بیان شده اند.

نمودار ساده ای از عوامل موثر درتجزیه و تجلیل در هنرهای تجسمی

امروزه هم کدام از زیر مجموعه ها خود به تخصصی دانشگاهی تبدیل شده و تحقیقات بیشماری پیرامون آن منتشر شده است. با این حال اشارات گزیده  این کتاب می تواند برای تازه واردها به عرصه نظریه پردازی در هنر شروع خوبی محسوب می شود.

*********

 نویسنده کتاب  در مقدمه  از قول افرادی که در مقابل فهم تاریخ هنر و یادگیری آن احساس عجز می کنند نقل قول هایی را متذکر می شود و سپس سعی می کند با توضیحاتی مختصر این شبه را برطرف نماید.

مقدمه  کوتاه در ۶ صفحه مطرح شده و پس از آن در فصل اول نویسنده پیشنهاد می کند پژوهشگر با طرح  چند سوال در آغاز تحقیقات٬ انگیزه بیشتری برای جستجو و مطالعه ایجاد کند. شناخت کاربرد اثر هنری  هم از موارد مهمی است که  برای تحلیل و نقد اثر نقش مهمی ایفا می کند. به علاوه نویسنده توضیح می دهد که اطلاعات پایه ای مانند معرفی سازنده٬ تاریخ ساخت٬ ابعاد٬ مواد سازنده اثر و هر اطلاعات عینی دیگر درباره اثر هنری از اولین مواردی است می تواند به مطالعه آن پرداخت و مزایای این گونه اطلاعات را در این می داند که سلیقه ای و ذهنی نیستند و ربطی به نگرش فرد خاصی ندارند بلکه جزء اطلاعات پایه ای که مورد توافق همه است و مبدا خوبی برای مطالعات بعدی فراهم می کند.

 همچنین مولف از عواملی سخن می گوید که تجزیه و مطالعه هر کدام از آنها مطالعات از دقت بیشتری برخوردار خواهد شد. در این فصل مهم٬ عوامل گوناگونی از قبیل "سبک"٬ "فرم"٬ "تمهیدات تجسمی"٬ "موضوع"٬ "محتوا" و "مطالعه تطبیقی" آثار هنری به صورت فهرست وار مطرح می شود. 

 نویسنده در فصل دوم  نحوه پردازش اطلاعات جمع آوری شده را مطرح می کند که در مسائل نظری و نگارش مقاله یکی از ارکان مهم و اصلی کار محقق است. توضیح دادن و تفسیر کردن اثر هنری مهارتی است که نیاز به آموزش دارد و بیشتر رویه ای منطقی و کلامی است تا تجسمی و هنرمندانه. یکی از بخش های مهم برای شروع نظریه پردازی همین پردازش اطلاعات است که معمولا در آموزش های متوسطه و دانشگاهی در ایران روی این بخش کمتر کار شده است و یک نوع ضعف عمومی در این باره وجود دارد. شاید خواننده گرامی این بخش را باید با تامل پیشتری مطالعه کند و تمرین های مناسبی در هنگام مطالعه انجام دهد تا از مشاهدات اولیه درباره آثار به نتیجه گیری درست برسد.

فصل سوم  توضیحی برای تنظیم اطلاعات و نتیجه گیری از آنها است که مدعای محقق را قابل ارائه و دفاع می نماید و متاسفانه در فرهنگ مطالعات هنری به زبان فارسی٬ این بخش  هم مورد غفلت واقع شده است. تجربۀ شخصی من از پیگیری مقاله ها٬ تحقیقات٬ پایان نامه ها و حتی رساله های دانشگاهی چنین است که عموما محقق٬ زمان بندی درستی برای تنظیم و نتیجه گیری در نظر نمی گیرد و فقط اهمیت را به جمع آوری و ارائه اطلاعات قائل می شود و در آخر تحقیق عقیم و ناتمام به نظر می رسد. این کتاب با در نظر گرفتن یک فصل به این موضوع اهمیت آن را در کار تجزیه و تحلیل مشخص می کند و توجه خواننده را به این بخش مهم جلب می کند. بیشتر تاکید نویسنده در فصل سوم به این است که  محقق در ذهن چگونه اطلاعات را مرتب و جمع بندی نماید تا نتیجه گیری درستی از یافته های خود داشته باشد.

بخش ضمایم کتاب هم به مبانی هنرهای تجسمی اشاره فشرده و مفیدی کرده است که برای کسانی که درباره عناصر و کیفیات تجسمی اطلاعات بیشتری نیاز دارند به آن مراجعه کنند. این بخش آن قدر مفید بوده که د کتاب تجزیه و تحلیل ارتباط تصویری که خانم پهلوان نویسنده آن بوده اند از آن مطالب استفاده های زیادی شده است. سپس برای خواننده کتاب تمرین هایی را در نظر گرفته است که به کمک آن خود را محک بزند تا چه حد مطالب کتاب را می تواند در عمل به کار ببرد.

البته کتاب مورد بحث ضعف هایی در ترجمه دارد که تا حدی پیوستگی مطالب به خاطر استفاده از کلمات گوناگون برای یک واژه از دست رفته است همچنین خلاصه بودن مباحث به قدری است که بعضی جاها کمکی برای شروع به تجزیه و تحلیل نمی کند و خواننده نیازمند مطالعه بیشتر در این باره است.

توصیه به دانشجویان دانشکده هنر دانشگاه نیشابور که واحد "تجزیه و تحلیل و نقد آثار هنرهای تجسمی" را با اینجانب گرفته اند.

هدف کلاس:

  • قدرت تشخیص و اظهار نظر منطقی درباره آثار هنری تجسمی 
  • آشنایی با روش تحقیق و نقد آثار هنری
  •  کسب مهارت های نگارشی و بیانی به کمک تمرین های مختلف
  • توانایی نگارش یک نقد یا تجزیه و تحلیل در قالب مقاله در آخر ترم

وظایف دانشجویان:

تهیه کتاب تجزیه و تحلیل آثار هنرهای تجسمی،نوشته چارلز جنسن،ترجمۀ بتی آواکیان، تهران: سمت

 توضیحات در کلاس وابسته به مباحث کتاب است و یکی از تمرین های اصلی و دائمی خلاصه کردن بخش های آن است  لذا دسترسی دانشجویان به کتاب اولین نیاز کلاس است و در اولین فرصت باید از طرف دانشجویان برای تهیه آن اقدام گردد.

مطالعه بخش های که در جلسه آینده در کلاس مطرح می شود و نوشتن نظرات شخصی خود درباره آن بخش.

تهیه لیستی از آثار هنرهای تجسمی که به آنها علاقمند هستند تا به عنوان پروژه نهایی به دلخواه یکی از آن آثار را تجزیه و تحلیل نمایند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 22:42  توسط مهرداد صدقی  | 

در کلاس های تصویرسازی که با هدف مصور کردن داستان آغاز می شود یکی از اولین مراحل  طراحی شخصیت هاست. من وقتی قرار است این بخش را توضیح دهم سعی می کنم از کتاب های گوناگونی مباحث را به هم پیوند دهم تا سرانجام شیوه های مختلف ساخت شخصیت و تیپ های گوناگون برای دانشجویان تا حدودی روشن شود اما از نگاه های مردد دانشجویان احساس می کنم که باید چیزهای دیگری در کنار توضیحاتم به آنها ارائه دهم تا بهتر موضوع برایشان جا بی افتد. در این لحظه است که نداشتن منبع یا کتابی که به این مبحث مهم پرداخته باشد حسابی خالی است. 

خوشبختانه با تلاش های مختلفی که نتیجه آن بیشتر در قالب پایان نامه های دانشجویی است می توان امیدوار بود که توضیح این گونه مباحث در کلاس آسان تر شود. با این حال عدم دسترسی آسان به این پایان نامه ها اشکالی است که به دانشجویان و مدرسان امکان بهره برداری از آن را نمی دهد. کتاب هایی هم که به صورت محدود به موضوع تیپ سازی اشاره کرده اند عموما ترجمه کتاب های خارجی هستند که باز مسیر فرهنگی متفاوتی را پیش پای علاقمندان می گذارند و برای فضاهای ایرانی کمتر راهگشا هستند اما به تازگی خبر انتشار کتابی در زمینه طراحی شخصیت از دوست و هنرمند گرامی دریافت کردم که بسی جای امیدواری است که بالاخره با همت ایشان بخشی از این خلاء پر شده است.

آقای حمیدرضا امامی از هنرمندان خوب و فعال ایران هستند که در زمینه نقاشی و کاریکاتور فعالیت می کنند و سرانجام پس از نزدیک به دوسال انتظار کتابشان روانه بازار شد. البته آن چنان که من در جریان شروع کار بودم شاید آغاز تالیف آن به سال های ۷۸ برگردد که اولین نمونه های مباحث این کتاب در آن زمان طراحی شد و به مرور در طی این ۱۲ سال بخشهای دیگر آن توسط ایشان تکمیل شد.

تمرکز نویسنده بر روی روش های ساده برای طراحی شخصیت های کارتونی در زمینه کاریکاتور و تصویرسازی  است که به شیوه ای روان‌ بیان شده است. کسانی که علاقمند هستند برای طراحی شخصیت با روش های ساده و تا حدی اتفاقی کار را شروع کنند می توانند از این کتاب ایده های خوبی بگیرند.

کتاب«اتفاق ساده» شامل بخش‌هاي «طراحي چهره با شكل‌هاي هندسي»، «طراحي چهره با شكل‌هاي تركيبي»، «طراحي چهره با حروف لاتين»، «طراحي چهره با حروف فارسي» و «طراحي چهره با خطوط اتفاقي»‌ است و همراه با آثار نویسنده کتاب با شمارگان پنج‌هزار نسخه و با قيمت پنج‌هزار تومان از سوي فرهنگسراي ميردشتي به فروش مي‌رسد. به علاقمندان و دانشجویان گرافیک که واحد تصویرسازی را می گذرانند مطالعه این کتاب را توصیه می کنم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 1:14  توسط مهرداد صدقی  | 

دیدن آثار پیشاکلمبیایی در مجموعه موزه لس آنجلس حس عجیبی داشت.  ابتدا تزئین دیوارها با برش های منظم ولی با فرم های ارگانیک فضای جالبی ایجاد کرده بود و بعد هم خود آثار تنوع های زیادی در فرم و اغراق و بازنمایی حالات مختلف داشتند.

ساده سازی ها و اغراق های جالبی را می توان از آنها اقتباس کرد. همان طور که در تصویر اول مشاهده می شود این اغراق ها در بعضی موارد بی شباهت به کاراکتر سازی های هنرمندان امروزی نیست و تناسبات خیلی قابل پذیرش و جذاب است. در عین این که خصلت های بومی هم به صورت واضح در فرمهای انسانی و حیوانی دیده می شود. مثلا در تصاویر پایین که یکی از جوندگان بومی آن منطقه که در واقع به عنوان ظرف مایعات ساخته شده بیننده را یاد شخصیت های انیمیشن های امروزین می اندازد.

تنوع سبک های کاری جالبی دارند از فرمهای زمخت و بدون ظرافت تا ظرف های سفالی با نقش برجسته های بسیار ظریف که دو نمونه از ظروف با دیواره نازک و نقش برجسته های دقیق در اندازه کوچک کار شده است.

شباهت به آثار جنوب شرقی آسیا در بعضی از کارها دیده می شد. به ویژه چند نمونه از ظروفی که به شکل حیواناتی شبیه به اژدها از نظر تناسبات و ویژگی های تزئینی و بازنمایی خیلی نزدیک به آثار ابتدایی چینی و اطراف آن را به ذهن متبادر می کرد.

قلم گیری هایی بر روی سفال کار کرده بودند که بی شباهت به آثار آسیایی و ظرافت های تغییر قطر خط داشت. حتی در نمونه هایی که در این تصویر زیر مشاهده می کنید پیچ و تابهای خط و اضافه شدن بعضی فرم های تزئینی و انحنای خطوط ویژگی های مشابه ای بین این آثار و طراحی های شرقی دیده می شود.

شاید تیم برتن هم که در حال حاضر مجموعه آثارش را در همین موزه به نمایش گذاشتند از همین فرمها الهام گرفته باشد. نگاه کنید به فرمهای ساده شده که در قالب حجم های هندسی اصلی با یکدیگر ترکیب شدند و شخصیت هایی نظیر عروسک های فیلم های تیم برتن در نمونه های زیادی از این مجموعه می توان دید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 14:24  توسط مهرداد صدقی  | 

پرترۀ همسرم- اثر مهرداد صدقی

پرترۀ همسرم را در اندازه های ۷۰ در ۹۰ سانتیمتر با آکرلیک کشیدم و هنوز هم قصد دارم روی جزئیاتش کمی کار کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 0:42  توسط مهرداد صدقی  | 

دانشجویان کارگاه تصویرسازی 2

اثر آقای حیان حقانی

 

 

ترم دوم سال تحصیلی ۸۹-۹۰ درس کارگاه تصویرسازی ۲ را بر عهده داشتم و سعی کردم برنامه کارگاهی به صورتی باشد که بیشتر از تکنیک دانشجویان به دو نوع لحن کلی با تنوع تکنیک ها و ابزارها دست پیدا کنند.

در کل به نظرم آموزش تکنیک در تصویرسازی فایده کمتری دارد  و بهتر آن است که استراتژی های لحن های بصری به دانشجویان آموخته شود.

نمونه ای از آثار منتخب دانشجویان در ادامه خدمت علاقمندان ارائه خواهد شد. موضوعات برخی از آنها بر فضاهای شاد و تفریحی، و برخی دیگر بر فضاهای پرتحرک، پرتنش و فی البداهه استوار است.

دانشجویان کارگاه تصویرسازی 2

اثر خانم گلناز محمودی

آثر آقای جواد زری نیا

اثر خانم فاطمه حکیمی

اثر خانم فاطمه حکیمی

اثر خانم فاطمه حکیمی

اثر خانم فاطمه حکیمی

اثر خانم مطهره احمد پور

اثر خانم مطهره احمد پور

اثر خانم شهره نجفی

اثر خانم شهره نجفی

اثر خانم مینا شیخ مهدی

اثر خانم تکتم ملانوروزی

اثر خانم تکتم ملانوروزی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 15:59  توسط مهرداد صدقی  | 

بینی عمل کرده به عنوان عاملی برای جلب توجه

سال گذشته که به اتفاق همسرم به کیش رفته بودم در پشت ویترین فروشگاه عمدا روی بینی مانکنی چسب زخمی  چسبانده شده بود تا بیشتر جلب توجه نماید و ویژگی مد روز به سبک لباس بدهد تا شاید طیفی از رهگذران که علاقمند به این نوع رفتار و منش هستند بیشتر توجه نمایند.

این تاکید آگاهانه مدیر فروشگاه بر دماغ عمل کرده به عنوان یک نشان مثبت که "مد روز بودن" را شاید به بیننده القاء کند نشان دهندۀ تاثیر قراردادهای اجتماعی است که بعد از گذشت زمان چگونه در جایگاه نشان و رمز قرار می گیرد و معنایی علاوه بر واقعیت وجودی خود (اصلاح شکل و نارسایی های ظاهری بینی) را منتقل و مخابره می کند.

نکته دوم این که چطور موضوعی که شاید (به قول بعضی از افراد ظاهر بین) نشان دهندۀ نوعی نقصان باشد  به عامل تفاخر و جلب توجه تبدیل می شود. یاد یکی از سخنان همکلاسی های دکتری افتاذم که می گفت بعضی از آدم ها چگونه از نقاط ضعف خودبرای کسب درآمد  استفاده ابزاری می کنند .مثال  ایشان دربارۀ افرادی بود که برای گدایی قسمتی از بدن خود را که ناهنجاری شدید دارد (یا به صورت ساختگی ایجاد شده است) در معرض دید قرار می دهد تا از این راه کاسبی کنند.

واقعا فرهنگ کشورمان از درون دارد پوک و تهی می شود و همه چیز جایگاه خود را از دست داده است. ارزش ها بی ارزش شده و ضد ارزش ها پر طرفدار و تازه جلوه می کند. ذائقه مردم هم به سمتی حرکت می کند که بر این ضعف فرهنگی شتاب می دهد و افراد سودجو از این موقعیت بهره می برند تا حرکت فرهنگی را به سوی سستی شتاب دهند. متاسفانه انتخاب الگوها برعکس جوامع پویا و سازنده شده است و آدم های منطقی و دلسوز در نظر عامۀ مردم افرادی بی خاصیت و غیر قابل اطمینان به چشم می آیند. 

به نظرم می رسد یکی از بزرگ ترین ضعف های فرهنگی این جامعه، روش های ساخت و انتخاب الگوهای اجتماعی است که سابقۀ دیرینه ای دارد.  روش های الگو گزینی ایرانی ها به گونه ای است که معمولا افراد حیله گر و مخرب از حمایت و توجه عامه مردم بیشتر برخوردار هستند و نامشان به نیکی یاد می شود. من مطمئن هستم اگر با دقت به گذشته و حال توجه کنید می توانید نمونه های فراوانی از این الگوها را پیدا کنید!

+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت 16:3  توسط مهرداد صدقی  | 

 

       شیوه های مختلف بازنمایی یکی از تمهیدات مهم تجسمی است که اگر آگاهانه از آن استفاده شود بر لحن و معنای ضمنی اثر تاثیر فراوانی دارد و در حیطه تصویرسازی و طرح جلد یکی از کارهایی که با ظرافت به این تمهید توجه کرده و از آن استفاده نموده است تصویرسازیی است که برای طرح جلد کتاب "پیکاسو سخن می گوید" اجرا شده است.

قرار گرفتن پرتره پیکاسو در یک کادر مستطیل که به چهار قسمت  تقریبا نامساوی تقسیم شده وهر بخش آن معرف یک دوره از زندگی هنری اوست به صورت هوشمندانه از روی هم قرار گرفتن دو شکل دیداری به وجود آمده است (چهره هنرمند و کادری شبیه به جدول).  طراح این اثر (استاد آیدین آغداشلو) زیر هر بخش با نوشتن تاریخ زمانی سعی کرده اند زمان دوره های تحول هنری پیکاسو را مشخص کند.

زاویه نمایش چهره از روبرو ونمای نزدیک و جهت نگاه به بیننده است و به همین دلیل بیننده را بیشتر درگیر موضوع اصلی کرده و بر احساسات مخاطب نیزتاثیر می گذارد. به علاوه استفاده از نمای نزدیک چهره موجب شده است جزییات چهره او بهتر دیده شود و اجازه می دهد مخاطب با حالات و احساسات او آشنا شود. این نما که رابطه قوی تری بین تصویر و بیننده برقرار می کند در راستای محتوای عنوان کتاب است که قرار است از زبان پیکاسو بیان شود.

 اگر تصویر را از سمت چپ بررسی کنیم قسمت اول تقریبا خالی در نظر گرفته شده است.  در تقسیم بندی دوم بخشی از چهره پیکاسو را به صورت رئال می بینیم ودر قسمت سوم چهره او با رنگ هایی که یاد آور سبک امپر سیونیسم است بازنمایی شده است. قسمت چهارم تقسیم بندی انتهای سر پیکاسو قرار گرفته که به شیوه کوبیسم طراحی شده است و این قسمت سر به گونه ای بازنمایی شده که با آزادی عمل از کادر خارج شده و طراح در بازنمایی آن خود را محدود به آن نکرده است. در قسمت اول رنگها کم رمق هستند اما هرچه جلو تر میرویم درخشش رنگها و تحریف در بازنمایی چهره او بیشتر می شود.

همانطور که گفته شد هرکدام  ازاین تقسیمات یادآور دوره های مختلف زندگی هنری پیکاسو می باشد که در بخش نخست که تقریبا زمینه ای خالی وبدون تصویر است. انگار که با این تمهید طراح نشان داده است که در این دوره از زندگی هویت پیکاسو نمود چندانی در آثارش نداشته است.

 در قسمت دوم که چهره بخش زیادی از آن را پر کرده است، به صورت رئالیسم طراحی شده یاد آور نخستین دوره هنری پیکاسو دارد که کار خود را با شیوه رئالیسم اغاز کرد

  سومین بخش این تقسیم بندی بخشی از چهره پیکاسو را به صورت تضاد شدیدتر رنگ ها و بافت رنگی اغراق شده تر نشان می دهد و از نظر محدوده زمانی کار این هنرمند وارد سبک امپر سیونیسم شده واین دوره  در قسمت سوم با شیوه امپرسینویسم بازنمایی شده است.

 قسمت چهارم تقسیم بندی بزرگتر از قسمتهای دیگر است که بیانگر پختگی اثرهای وی در این دوره یا طولانی تر بودن این دوره نسبت به دوره های دیگر است و در این دوره بازنمایی چهرۀ پیکاسو به سبک کوبیسم انجام شده است وشاید به این معنی باشد که او کوبیسم را شیوه هنری خود برگزیده و آن را به دیگر سبک ها ترجیح داده است.  می توان گفت دوره آخر زندگی هنری او شاخص ترین آثار این هنرمند در خود جای داده است و بیشتر از بقیه آثارش شهرت تاریخی و هنری دارد. در این دوره است که قواعد ترسیم فضا که در هنر غرب مدت ها بر آن پافشاری شده بود شکسته شد و پیکاسو با جسارت فراوان از آن چارچوب ها خارج شده و قواعد جدیدی را در هنر غرب پایه ریزی نموده است.

   طراح این جلد به دلیل نزدیک کردن بینندگان به شخصیت که در فاصله صمیمی قرار گرفته است (نمای نزدیک)  اجازه بررسی دقیق شخصیت پیکاسو را به مخاطب می دهد.  همچنین با تنوع در شیوه های بازنمایی و تحریف های مختلف ( اعم از رنگ و فرم) بررسی سبک و دوره های مختلف پیکاسو را در قالب یک تصویر نشان داده است که این مختصر گیری در نمایش روند کاری پیکاسو از تسلط آغداشلو به بهره بداری از عوامل دیداری اشاره دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 18:7  توسط مهرداد صدقی  | 

"مورت دراکر" متولد 1929 بروکلين نيويورک، يکي از زبده ترين کاريکاتوريست هاي دنياست که نزديک به پنجاه سال، آثارش پاي ثابت نشريه ي طنز "مَد" بوده اند اما شايد به اين خاطر که هنرپيشه هاي سينما و تلويزيون را سوژه ي کارهايش قرارداده نَه سياستمداران و انديشمندان، هيچگاه شهرتي همپاي ديگر بزرگان که نامشان را آوردم نيافته است. با اين حال گفته مي شود که "ژان مولاتيه" در مصاحبه اي، آثار او را الهام بخش کارهايش دانسته است.

"مورت دراکر" کار خود را در سال 1947 به عنوان طراح کميک با دستياري "برت ويتمن" در مجله ي "دبي دين" آغاز کرد سپس به کمپاني کميک بوک "دي.سي" -خالق سوپرمن و بتمن- پيوست.

در سال 1956 با کناره گيري "هاروي کورتزمن" از مجله ي "مَد" دراکر فرصت همکاري با اين نشريه را به دست آورد و به مرور سبک خاص خود را در هجو فيلم هاي سينمايي و برنامه هاي تلويزيوني پايه گذاشت که طي پنجاه سال، قوام و پرورش يافت و تبديل به يکي ازاصلي ترين و محبوب ترين بخش هاي مجله شد. او همزمان به تهيه انيميشن هاي تلويزيوني، طراحي پوسترهاي سينمايي و روي جلد نشريات مي پرداخت. درطي اين سال ها دراکر همچنان به همکاري با "دي.سي" ادامه داد و بعضي قسمت هاي کميک "گروهبان راک" را مصور کرد. او تجربياتي هم به عنوان تصويرساز کتاب کودک و طراح جلد شماره هايي از نشريه معتبر تايمز، در کارنامه ي کاري خود دارد. اهل موسيقي، دراکر را با تصويرسازي که از اعضاء گروه "انتراکس" کرده مي شناسند.

اگر "لواين" و "مولاتيه" مي توانند چهره اي را در يک قاب، از يک زاويه و در يک حالت ثابت، استادانه به اغراق کشند "مورت دراکر" اين توانايي را دارد که يک چهره را در حالت هاي مختلف-شادي، غم، عصبانيت، هيجان...- از زواياي مختلف وبه صورتي پويا در کادر هاي پياپي به کاريکاتور کشد بي آنکه اغراق ها از حد خارج شوند يا شباهت ها از دست بروند. در واقع او به "مجسمه ساز" شوخ طبعي مي ماند که بر سه بُعد سوژه اش تسلط دارد و گوشه و کنار آن را مي شناسد و در هر کادر، وجهي از آن را به تصوير مي کشد.

کار او در مجله ي "مَد" ظاهراً تابع نوشته ي تيم نويسنده هاي نشريه است –شايد به همين علت او را به اندازه ي بزرگان کاريکاتور، مؤلف ندانسته و ارج نگذاشته باشند- اما در واقع اين نويسنده ها هستند که مي کوشند براي هنرنمايي هاي تصويري دراکر بهانه اي نوشتاري فراهم کنند. در طي اين پنجاه سال نام نويسندگان و شوخي هاي کلامي بخش هجو فيلم هاي مجله ي مَد را به سختي مي توان به خاطر آورد در حالي که تصاوير در خاطره ي علاقمندان حک شده است.

دراکر با قلم آهني و مرکب بر روي کاغذ سفيد مي رقصد. شايد هيچ عبارت ديگري نتواند رواني قلم و هارموني خطوط او را توصيف کند. قدرت و تأثير سبک او چنان بوده که تمام هنرمنداني را که بعد ها در همين بخش از مجله به کار پرداخته اند- از جمله "آنجلو تورس"- به تقليد از آثار او واداشته است در حالي که هيچکدام در اغراق هاي معتدل و به جا، شبيه سازي هاي استادانه، کمپوزيسيون هاي منسجم در کادر هاي شلوغ، مهارت طراحي و تسلط بر زواياي مختلف صورت به پاي دراکر نمي رسند و شبيه ترين آثار تقليدي هم با اندکي دقت قابل تشخيص هستند.

در ايران بزرگمهر حسين پور، کارتونيست و کاريکاتوريست خلاق، در شيوه ي طراحي، ضرب آهنگ خطوط و نوع اغراق چهره ها خصوصاً در بعضي کميک هايش تحت تأثير مورت دراکر است.

در آستانه ي 78 سالگي دراکر کم کارتر از سابق شده و جاي ثابت خود را در "مَد" به ديگران سپرده است. اي کاش براي بعضي ها زمان هرگز نمي گذشت![1]

 

نوآوری کار مورت دراکر در انتخاب سبک ماهرانه و جدیدی است که در مجله مد فیلم های سینمایی روز را به صورت طنز اما مطابق با داستان فیلم دوباره به تصویر در می آورد . او بی پروا و با اعتماد به نفس بر روی حصار بلندی که بین تصویرسازی و کاریکاتور تصور شده است حرکت می کند و نتیجه کارش سبکی اختصاصی است که هم خصلت های کاریکاتور و هم خصلت های تصویرسازی را همزمان نشان می دهد.[2]

او کارش را با طراحی کمیک استریپ برای کتاب های کمیک آغاز کرد و در ابتدا از او آثاری می خواستند که وجه قالبش طنز باشد تا شباهت سازی. او فوت و فن کار را از طریق تجربه حرفه ای یاد گرفته است و ابراز می کند مطالعه تئوری در این زمینه نداشته و اگر هم کتابی در اختیارش بوده فرصت مطالعه آن را نداشته است.[3]

دیدگاه دراکر درباره کاریکاتور و اصول کار

او در کارش به جزئیات توجه بسیار دارد و ژست و حالات بدن انسان ها، حالات چهره و اجزاء صورت را با دقت فراوان زیر نظر دارد. او کاریکاتور را فراتر از کشیدن چهره های خنده دار می داند و معتقد است نباید تنها روی چهره متمرکز شد بلکه باید برای رسیدن به شخصیت عمیق تر، به حالت های بدن، وضعیت پاها، نقطه دید، حالات چهره توجه زیادی داشت. [4] او به دست ها در آثارش علاقه زیادی دارد و به هیچ وجه در نشان دادن آن کم فروشی نمی کند و در اکثر نماها حالت های مختلفی از دست را نشان می دهد. چرا که او اعتقاد دارد دستها قدرت بیانی و روایتگری زیادی دارند و اگر تناسب درستی میان صورت، حالت اندام و دست ها بر قرار کنیم به اثرمان معنا، بعد و طنز بیشتری خواهیم داد.

دراکر برای ترسیم چهره ها از عکس استفاده می کند اما خود را کاملا به عکس ها وابسته نمی کند. او عکس ها را عینا نمی کشد یا کپی نمی کند، اما اغلب به عنوان اساس کارش از آنها بهره می برد. عکس او را به یاد چیزهایی می اندازد که وی در تلوزیون و سینما دیده است. در واقع شناخت وی از شخصیت ها از طریق تصاویر متحرک به دست می آید تا فقط عکس های ثابت.[5] او در پیدا کردن بهترین حالت و میمیک های اصلی چهره شم قوی دارد. برای او نحوه گفتار، رفتار، ادا و اصول سوژه هایش بسیار مهم است. وی با مطالعه دقیق این ویژگی ها به عمق شخصیت آن دست می یابد. مورت دراکر می گوید: "برای اینکه شخصیت اثرم شبیه به شخص مورد نظر بشود، بر روی افراد مطالعه می کنم و عوامل مهم و حالت های کلیدی عکس العمل آن ها را در نظر می گیرم. مثلا لب هایی که در جهت مشخصی افتاده اند و یا چشم هایی که در هنگام خندیدن از حد معمول تنگ تر می شوند، توجه ام را جلب می کند".[6]

او برای اینکه بهترین بازنمایی را از چهره داشته باشد در استفاده از اغراق و کژنمایی زیاده روی نمی کند بلکه با حساسیت  فضاهای بین اجزاء صورت و ویژگی روابطشان با یکدیگر کشف می کند. او سعی می کند اجزاء مختلف سوژه را دوباره بازسازی کند تا همه اغراق هایش با هم جور شوند و اجزاء چهره در جاهای مناسب خود قرار گیرند. در جایی می گوید: "من اجازه می دهم که اجزاء در اطراف محدوده صورت حرکت کنند تا هنگامی که احساس کنم به وضعیت مناسب و فاصله های درست بین آنها دست یافته ام".

او معتقد است بسیاری از عوامل زیبا و جذاب در تصویر وجود دارد که به اثر آسیب می رسانند زیرا توجه ما را از نکته اصلی باز می دارد یا باعث گیج شدنمان می شود. او برای  تمرکز بر نکات اصلی این اجازه و حق انتخاب را به خود می دهد که عوامل بی ربط  را در تصویرسازی هایش حذف کند.

روش آغاز کار

اجرای بدون اتود و به صورت فی البداهه در خودانگیختگی و احساس زنده بودن تصویر نقش زیادی دارد. او ترجیح می دهد کار را ابتدا در ذهنش تکمیل و سپس روی کاغذ پیاده کند. همان زور که پیش می رود، او به تغییرات یا حوادثی که ممکن است اثرش را ارتقا بخشد، توجه می کند و اجازه می دهد آن ها در طول طراحی ، به کار وارد شوند. دراکر معتقد است روش «هر چه باداباد» هیجان بیشتری برایش به ارمغان می آورد و مهم تر این که اجازه می دهد که قلم روی صفحه کاغذ پرسه بزند و به دنبال راه حل های تصویری بهتری برای حل مشکلات بگردد. اما این فی البداهگی بر روی فرم ها و استخوان بندی چهره اثر منفی ندارد و او همیشه این اصول را در کارش رعایت می کند. در واقع او هیچگاه فرم را فدای خودانگیختگی نمی کند.

دراکر ترکیب بندی را از همان آغاز در ذهن دارد و می گوید : من حالت ها را همان جاهایی می گذارم که فکر می کنم به آنجا تعلق دارند نه آنجایی که مثلا عکس ها نشان می دهند. مستقیما کار کردن لزوما به معنی انتخاب روشی برای صرفه جویی در وقت نیست اما وقتی ترکیب نهایی کار به دقت فکر می شود، نه تنها همه مشکلات ذاتی کار از همان ابتدا خود را می نمایانند، بلکه راه حل های متناسب نیز برای رفع آن ها تجسم می شود. به هر حال ، یک هنرمند باید توانایی کافی برای به تصویر کشیدن ذهنیت خود را داشته باشد.

مورت دراکر از همان آغاز به کل شخصیت سوژه توجه دارد. او با اولین حرکت های سریع قلمش، شخصیت کاریکاتورهایش را پدید می آورد، حتی زمانی که او در اولین مراحل اجرایی کارش شکلی مثل بیضی را طراحی می کند، ما می توانیم چهره آل پاچینو را از تام هنکس تشخیص دهیم. در همین جاست که دراکر ما را مبهوت طراحی قدرتمندش می سازد.


[1] شهلا گروسی؛ چهار فصل:قاب؛ سایت روز [آنلاین]، 31/3/1386، آخرین بازدید 14/2/1388

آدرس صفحه : http://www.roozonline.com/archives/2007/06/post_2696.php

[2] Bob staak, The complete book of caricature, p 20

[3] زهرا نیرومند؛ کیهان کاریکاتور، سال دوازدهم، فروردین و اردیبهشت 1382، ش 133-134 ص 45

[4] زهرا نیرومند؛ همان، ص 44

[5] همان، 45

[6] همان، 46

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 12:10  توسط مهرداد صدقی  | 

من همیشه اقبال خوبی داشتم تا در کلیه دوره های تحصیلی در دانشگاه از حضور استادان بزرگ و سرشناس بهره مند باشم. در دوره کارشناسی استادان بزرگواری همچون: سرکار خانم ایراندخت محصص، آقایان: کاظم چلیپا،دکتر ادهم ضرغام، دکتر محمد ستاری، مرحوم نامی پتگر، و در مقطع کارشناسی ارشد آقایان: مرحوم مرتضی ممیز، جلال شباهنگی، دکتر مصطفی گودرزی، دکتر حبیب اله صادقی یادگیری را برایم آسان نمودند.

خدا را سپاس که در مقطع دکتری از حضور استادانی بهره برده ام که هر کدام نقش مهمی در هنر این سرزمین ایفا کرده اند.

در جلسه دکتری که در ۴/۱۱/۸۹ برگزار شد حضور استاد راهنما جناب آقای دکتر آیت اللهی و جناب آقای دکتر گودرزی موجب شد جلسه پایان خوبی داشته باشد. همچنین جناب آقای دکتر عالمی هم که به عنوان نماینده تحصیلات تکمیلی دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس حضور داشتند به شکل فوق العاده خوبی جلسه را برگزار و هدایت کردند که تجربه بالای ایشان در اداره جلسات و اجرای مسلط ایشان در تلویزیون بسیار موثر بود.

حضور آقایان دکتر طاووسی و دکتر محمد خزائی و سرکار خانم دکتر رهبرنیا به عنوان داوران هم موجب شد تا نکات مهم و کلیدی در جلسه یاددآوری شود که در اصلاح و غنای محتوای رساله تاثیر مثبتی داشت. جای دارد از زحمات این بزرگواران از این طریق سپاسگزاری کنم. نکته غافل گیر کننده این جلسه حضور جناب آقای ایرج انواری استاد و پیشکسوت رشته گرافیک در ایران بود که قبول زحمت نموده و با تمام مشغله هایشان  با حضور خود به جلسه اعتبار دو چندان داده بودند که جای دارد از این جا از ایشان به خاطر لطفشان تشکر نمایم

استادان حاضر در جلسه در عکس بالا از راست به چپ به ترتیب آقایان: دکتر مصطفی گودرزی ، دکتر محمود طاووسی، سرکار خانم  دکتر رهبرنیا، دکتر آیت اللهی، خودم، دکتر اکبر عالمی و دکتر محمد خزائی.

همچنین جای دارد از کمک های فراوان همسر مهربانم(سمت چپ نفر دوم) تشکر کنم که بدون کمک او این جلسه برگزار نمی شد.

با تشکر

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 19:44  توسط مهرداد صدقی  | 

وقتی که ریشه های هنر مدرن از ۱۸۸۰ به بعد دنبال و سیر تکامل آنها را از مکتب رئالیسم تا به دهه های اخیر بررسی می شود احتمالا توجه به چند نکته کلیدی در تغییر سبک های هنری جلب خواهد شد. من فکر می کنم یکی از عواملی که در بستر این تغییرات  از ۱۸۸۰ تا حدود جنگ جهانی دوم موثر  بود جستجوهای وسیع هنرمندان درباره شیوه های تازه بازنمایی فارغ از سنت های رنسانسی بود که تا قرن نوزدهم ادامه پیدا کرده بود. یعنی این که دیگر لازم نبود فرم و رنگ و فضا را با عین موضوع در جهان خارج مطابقت دهند و این آزادی را برای خود قائل شدند که بنا به سلیقه و نیاز درونی خود درباره موضوع به خلق اثر و بازآفرینی تصویر بپردازند.

 بعد از جنگ جهانی دوم به صورت جدی درباره ابزارها و قواعد تولید اثر هنری هم شکاکیت و انتقاد ها بالا گرفت و هنرمندان ابزارهای سنتی که چند سده استفاده آنها متعارف بود را کنار گذاشتند و این موضوع هم عاملی کلیدی دیگری در تغییر سبک ها در هنر معاصر شد. مثالا به جای استفاده از قلم مو با ابزارهایی ساده مثل چوب و ظرف های مختلف رنگ را روی سطح کار می پاشیدند یا حتی در ساخت مجسمه به جای آن که قطعات را با دست خود بسازند از تکه های آماده صنعتی برای سرهم کردن اثرشان استفاده کردند. حتی بدن خود هنرمند یا انسان های دیگر به عنوان ابزار مورد استفاده قرار گرفت و به شیوهای مختلفی از آن استفاده کردند.

این تغییرات در شیو های بازنمایی و بعد ابزارهای تولید و ارائه آثار دو عامل نسبتا پایدار در مکتب های متعدد قرن بیستم است که درباره آن نظرات جالبی در کتاب ها و مقالات نوشته شده است. شما خواننده محترم فکر می کنید بعد از این چه امکانات تازه ای در اختیار هنرمندان باشد یا چه شیوه های جدیدی در ارائه آثار دنبال شود تا شکل های جدیدی از هنر را در قرن ۲۱ به وجود آورد؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 11:35  توسط مهرداد صدقی  | 

در سال گذشته سعی کردم همچون قبل مطالب تخصصی و تحلیلی درباره تصویر و تصویرسازی به وبلاگم اضافه کنم و خوشحالم که مطالب غیر مرتبط با  هدف وبلاگ را منتشر نکردم. هر چند مطالب تخصصی در فضای اینترنتی مخاطب زیادی ندارد ولی تشویق های علاقمندان و دانشجویان هنرهای تجسمی باعث دلگرمی برای ادامه نوشتن است. همچنین کمبود منابع فارسی باعث می شود که برای پر کردن خلاء اطلاعاتی از این ابزار انتشاراتی ساده بهره ببرم تا سهم کوچکی در پاسخ به نیاز نظری علاقمندان به تصویر ایفاء کرده باشم.

 ارتباط با همکاران و علاقمندان و دانشجویان از دستاوردهای خوب سال گذشته بود و این رویداد را ادامه خواهم داد تا از مخاطبان گرامی نکات تازه بیاموزم و اشکالات کارم را تا حد توان برطرف کنم. امیدوارم که در سومین سال حیات این وبلاگ همچنان با راهنمایی های خود به من یاری رسانید و نظرات خود را برای ایجاد ارتباطی سازنده تر مطرح فرمایید.

با سپاس از همه شما

مهرداد صدقی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 18:57  توسط مهرداد صدقی  |